تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور - ثانيه هاي بيقراري






ثانيه هاي بيقراري 

 

بنام او كه نامش راحت جان است

 

متاسفانه اين پست هم سرور بلاگفا اجازه درج تصوير نميده !! چراش رو هم نميدونم !

ولي بازم مهم نيست ! تصاوير بايد از دل ، دريافت و مجسم بشه !

 

جمعه ها بر عاشقان آئینه است
وعده گاه عاشقان ؛ آدینه است

باز هم گاه ثانیه های بیقراری

 چه سرّی است اینکه روزها همیشه به جمعه ختم می شوند ؟

چه سرّی است اینکه جمعه ها همیشه دلتنگند ؟

چه سرّي است اینکه هزاران چشم ، تشنه ی دیدار توست ؟

 شايد رمز آن اين باشد كه کلید گشایش هر کتاب ، حرفی از نام توست ، و هر حرفی از نام تو  ، گشایش هزار کلمه ..

 ای همه ی زیبـــــــــایی ...... سلام !

سلام مهربان من

السلام عليك يا اباصالح المهدي

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

پس از عرض ادب و سلام به محضر مولاي آئينه دار آدينه هاي سبز انتظار ، فرارسيدن ميلاد موفور السرور آينه مهربانيها ، خاتم پيامبران ، رحمت زمين و آسمان ، حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و فرزند ايشان ، حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) را ابتدا به ساحت مقدس و منور ارباب مهربانم ، آقا اباصالح المهدي (روحي له الفداء) و آنگاه خدمت كليه همراهان ديرينه و دوستان بزرگوارم تبريك و تهنيت عرض ميكنم .

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

 

و اما !! باز هم دو هفته از موعد ما گذشت و ... بازم گرفتاريها شد بهانه دير سر زدن به آشيونه دلامون و ...

نگفتم كه بد شديم !!؟؟؟؟

 آقاجونم بببخشيد ... بازم فقط نشستم و گفتم منتظرم ! بدون اينكه موعدمون و ميعادمون به يادم مونده باشه !!

رسم عاشقي اين نيست كه موعد و ميعاد يادمون بره و فقط بشينيم و منتظر رسيدن پيامي از معشوق باشيم و بدون تلاش ، ظهور را فرياد بزنيم . كاش اينا رو بيشتر بفهميم !

عاشق بايد نفس كشيدنش هم با ياد محبوب و معشوقش باشه . بايد ثانيه ها به ياد محبوبش بگذرند .

البته نه هر عشقي و نه براي هر معشوقي !!

 

در عشق تو ، حالی است که فانی شدنی نيست

وصفش نتوان گفت ، حس غريب ، وصف شدنی نيست

 

سالهاست كه لحظه شماري ميكنيم و اميد اين داريم كه معشوق بي همتامون از ره برسه و اشك چشمامون رو نذر قدوم مباركش كنيم .. سالهاست صبح هاي جمعه ، ندبه گويان با زمزم اشک ، مژگان چشمان را آب و جارو مي کنيم ، تا مگر چشمان ناقابلمان قدمگاه محبوبمان گردد .

 

تمام تنم اگر امکان چشم گشتن داشت ...
خوشا تمام تنم محو یار گردیدن

چه خوش است لحظه موعود ، لحظه دیدار
زوال فصل خزان و آنگه بهار گردیدن

به اشک شوق نما غسل تا شوی تطهیر
برای در ره دلبر نثار گردیدن

....... ...... .......

اللهم عجل عجل عجل لوليك الفرج

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |