تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور






دلتنگی 

 

نگار نازنينم !  از چه بايد گذشت تا به تو رسيد ؟؟؟؟؟

آقاجونم ! مهربونم ! دلم خیلی تنگ کعبه دلهامونه .. دلم برای شبای جمکرانی تنگ شده

... ... ...

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج))

ثانيه هاي بيقراري 

 

بنام او كه نامش راحت جان است

 

متاسفانه اين پست هم سرور بلاگفا اجازه درج تصوير نميده !! چراش رو هم نميدونم !

ولي بازم مهم نيست ! تصاوير بايد از دل ، دريافت و مجسم بشه !

 

جمعه ها بر عاشقان آئینه است
وعده گاه عاشقان ؛ آدینه است

باز هم گاه ثانیه های بیقراری

 چه سرّی است اینکه روزها همیشه به جمعه ختم می شوند ؟

چه سرّی است اینکه جمعه ها همیشه دلتنگند ؟

چه سرّي است اینکه هزاران چشم ، تشنه ی دیدار توست ؟

 شايد رمز آن اين باشد كه کلید گشایش هر کتاب ، حرفی از نام توست ، و هر حرفی از نام تو  ، گشایش هزار کلمه ..

 ای همه ی زیبـــــــــایی ...... سلام !

سلام مهربان من

السلام عليك يا اباصالح المهدي

 

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

پس از عرض ادب و سلام به محضر مولاي آئينه دار آدينه هاي سبز انتظار ، فرارسيدن ميلاد موفور السرور آينه مهربانيها ، خاتم پيامبران ، رحمت زمين و آسمان ، حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و فرزند ايشان ، حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) را ابتدا به ساحت مقدس و منور ارباب مهربانم ، آقا اباصالح المهدي (روحي له الفداء) و آنگاه خدمت كليه همراهان ديرينه و دوستان بزرگوارم تبريك و تهنيت عرض ميكنم .

*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

 

و اما !! باز هم دو هفته از موعد ما گذشت و ... بازم گرفتاريها شد بهانه دير سر زدن به آشيونه دلامون و ...

نگفتم كه بد شديم !!؟؟؟؟

 آقاجونم بببخشيد ... بازم فقط نشستم و گفتم منتظرم ! بدون اينكه موعدمون و ميعادمون به يادم مونده باشه !!

رسم عاشقي اين نيست كه موعد و ميعاد يادمون بره و فقط بشينيم و منتظر رسيدن پيامي از معشوق باشيم و بدون تلاش ، ظهور را فرياد بزنيم . كاش اينا رو بيشتر بفهميم !

عاشق بايد نفس كشيدنش هم با ياد محبوب و معشوقش باشه . بايد ثانيه ها به ياد محبوبش بگذرند .

البته نه هر عشقي و نه براي هر معشوقي !!

 

در عشق تو ، حالی است که فانی شدنی نيست

وصفش نتوان گفت ، حس غريب ، وصف شدنی نيست

 

سالهاست كه لحظه شماري ميكنيم و اميد اين داريم كه معشوق بي همتامون از ره برسه و اشك چشمامون رو نذر قدوم مباركش كنيم .. سالهاست صبح هاي جمعه ، ندبه گويان با زمزم اشک ، مژگان چشمان را آب و جارو مي کنيم ، تا مگر چشمان ناقابلمان قدمگاه محبوبمان گردد .

 

تمام تنم اگر امکان چشم گشتن داشت ...
خوشا تمام تنم محو یار گردیدن

چه خوش است لحظه موعود ، لحظه دیدار
زوال فصل خزان و آنگه بهار گردیدن

به اشک شوق نما غسل تا شوی تطهیر
برای در ره دلبر نثار گردیدن

....... ...... .......

اللهم عجل عجل عجل لوليك الفرج

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

آدينه اي ديگر 

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

* نميدونم چرا متاسفانه از روز پنجشنبه ، براي درج متن و تصاوير مرتبط با مطلبم اروري مبني بر عدم درج توسط بلاگفا دريافت ميكنم كه تاكنون سابقه نداشته است !! شايدم به صلاحديد آقاي مهربونم ؛ اجازه به روز شدن وبلاگ رو نداشتم !!

تا اينكه بحمدالله امشب موفق به ثبت مطلبم گرديدم البته بدون تصوير ؛ چون هنوز ارور مبني بر عدم ثبت تصوير  وجود داره !!

اصلا مگه بايد حتما تصوير باشه ؟!؟!؟ يا مگه تصاوير منقوش بر لوح دل رو بايد با چشم ظاهر ديد ؟

پس بدون تصوير مينويسم !! لطفا گيرنده هاي دلهاي پاكتون رو براي دريافت بهترين تصاوير متناسب با متن ، تنظيم نمائيد !

 

سلام بر مولاي مهربانم

 

و سلام بر محبين مولايم (صلوات الله عليه و علي آبائه الطاهرين)

ابتدا ايام رحلت پيامبر رحمة للعالمين ، حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) و شهادت سبط اكبر ايشان ، حضرت امام حسن مجتبي (عليه السلام) و نيز شهادت مولا علي بن موسي الرضا (عليه السلام) را خدمت تمامي همراهانم تعزيت و تسليت عرض مينمايم و اميدوارم سياهپوشيها و عزاداريهاي اين دو ماه از همه شما خوبان ، مورد قبول آستان حضرت حق قرار گرفته باشد .

بحمدالله چند روز قبل ؛ امتحانات اين ترم هم با همه فراز و نشيبش تموم شد ، اما چه زود گذشت !! يعني اين لحظات عمرمونه كه داره فراتر از سرعت برق و باد ميگذره و يك تلنگري به ماست !

فقط يك ترم ديگه باقيمانده كه ازين بحر بيكران كلام گهربار معصومين (عليهم السلام) جرعه نوشي كنم و ...

يعني تموم شد ؟؟ باور ندارم به همين زودي 4 سال سپري شد !!

يادش بخير ! فتح باب وبلاگ نويسي ( بطور كاملا رسمي ) منم همزمان با آغاز تحصيلاتم بود ... البته قبلا هم قلم ميزدم هم در عرصه وبلاگ نويسي و هم نوشتن بر صفحات سپيد كاغذ ، اما شايد نه به اين رسميت !!

بعد از آغاز تحصيلم ، انگار از يكسو كسب معرفت و از سوئي ديگر انتقال آن در قالب احساس و واژگان به ساير دلهاي مشتاق نصيبم شده بود !!

* قربون حكمتهاي الهي *

البته اين در كه به روي ما گشوده اند تا ابد باز است و اين اقيانوس هم همواره جوشان و ما هم هماره همچون تشنگاني كه هيچگاه سيراب نخواهيم شد ، ساحل آرام اين دريا را رها نخواهيم كرد .

چرا كه آب اين دريا شيرين شيرين است و گواراي گوارا !!!

هرچه ببشتر بنوشيم تشنه تر مي گرديم .

 **************

خلاصه بازم بايد عذر تقصير بخوام از محضر كليه همراهان هميشگيم كه همه جوره بنده حقير رو مورد لطفشون قرار دادن و اين مدت تعطيلي وبلاگ ، اونو تنها نذاشتن و ... باور كنيد خيلي گرفتار بودم !

درس و بحث كه به تنهائي راستش نه ، يعني كاش تا باشه ازين گرفتاريهاي تحصيلي باشه !

اما متاسفانه به هزار و يك دليل موجه و غير موجه ، واقعا فرصتم محدود شده بود .

 خلاصه هم شرمنده آقاي مهربونم (روحي له الفداء) شدم و هم شرمنده الطاف دوستان خوبم

دلمم تنگ شده بود براي نوشتن دوباره !

 *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

آقاجان ! مدتهاست كه از دلم برايتان مي نگارم ، از دل صدپاره ام كه در كوچه پس كوچه هاي فراق به دنبال شفاي درد بي درمانش است .

سالهاست هرچه گشتم داروي دردم را نيافتم .

 در به در ، آواره كوي حبيب بودم و در جستجوي طبيب !

آدرس شفاخانه اي را به من دادند ، راه شفاخانه را در پيش گرفتم ، شميم معطر داروي دردم را حس ميكردم .

رفتم و رفتم و رفتم تا اكسير « محبت » را يافتم .

 عشق نيز با گرمي لبخندي زد و نسخه اي پيچيد و به من داد و در قلبم پنهان شد .

 

آري ! داروي درد هجران ؛ انتظار است .

 

انتظار و انتظار و انتظار

 ............................................ 

برخي خرده مي گيرند كه چرا فقط از روزنه ادبيات در مورد مولايمان مينويسي ؟ مي گويند : نوشتن متون ادبي و دل نگاره ها ديگر عادي شده اند و ملامتم ميكنند كه تو انتظار را در نوشتن فراقنامه معنا ميكني و .....

در جواب ميگويم : همه بضاعتم همين است كه بي ادعا بنويسم ازو كه به انتظارش زنده مانده و نفس ميكشم !

ميخواهم تا جان در بدن دارم از سويداي وجود براي يگانه محبوبم بنگارم !! البته هرچند هرازگاهي كه اجازه  و توفيق يابم ، شيرين كلامي معطر به انفاس مسيحائي اهلبيت (عليهم السلام) زيبنده نوشتارم خواهد گرديد .

آري ! خواهم نوشت تا سوي چشمانم ياري كند و خواهم نگاشت تا جوهر خونم قلم را مدد نمايد و ناله خواهم زد تا ضجه ام خاموش گردد و « عشق » از درونم به فرياد آيد .

آي دلهاي عاشق ! بدانيد كه

براي ديدار معشوق ؛ بايد از چشم سر و ظاهر ، نابينا شد تا ديدگان قلبي لايق ديدار محبوب گردند .

نگار من ! كجائي ؟؟؟؟؟

چه نيكو با عاشقانت ، وعده كرده اي آن جمعه ديدار را !

گذشت و ميگذرد و من نيز همچون ساير دلدادگانت پير ميشوم اما ميترسم منم ....

 

 اللهم عجل عجل عجل لوليك الفرج

 

زين پس جاي دعا در پايان متونم را خالي ميگذارم ، باشد كه مشمول بهترين دعاي خير ميزبان عزيزم گردم !

... ... ... ... ...

يا مهدي

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

حكايت سرگشتگي  

 

 

السلام عليك يا اباصالح المهدي

 

بعد از مدتها كه امشب توفيق نصيب شد كه سري به كلبه دنج دست نوشته هام بزنم ؛ البته خسته از دلمشغوليها و .... انگار كه هواي دلم ابري باشه و آسمون چشمام هم هواي باريدن داشته باشه داشتم با خودم فكر می‌كردم كه

اگر با من نبودش هیچ میلی           چرا ظرف‌مرا بشكست لیلی ؟

واقعا چرا ؟! چرا ؟ چرا ؟ جوابش را نمی‌دانم اما ....

اما اين ابيات بذهنم رسيد كه :

ای‌ همه‌ هست من ‌از هست‌ تو      باده بیاور كه منـم مسـت تـو

دلبری و عشوه‌گری پیشه‌ات           زنده‌ام ‌از عشق ‌و‌ هم ‌اندیشه‌ات

مهر فزون كن به من ای‌ آفتاب          جلوه نما ای مه من ، رخ ‌متاب

سلام مولای من ! سلام مهربان من !

بگذار سر به سینه من تا كه بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید كه بیش از این نپسندی به كار عشق آزار این رمیده سر در كمند را

 

نميدانم از كجا و چگونه بگويم و با چه غزلي از غم ؛ فراقت را بسرايم عزيز من !!!!

اگر همه درختها هم قلم گردد و درياها هم مركب و اشك چشمان هم درياها را همراهي كنند ؛ اما چگونه ميتوان حكايت دلي سرگشته را نگاشت ؟!؟!؟

نه حكايت دل من روسياه نيست ! دل من که دل نیست !! حكايت دلهاي شيدائيست كه چشمهايشان در جستجوي يار دلبر به اين سو و آن سو ميچرخد .. حكايت دلهائي كه بقول استادم اصلا انگار دل ندارند !

مولاي هميشه حاضرم ! ميخواهم بگويم آنچه ناگفتنيست . نميدانم شايد بقول يك عزيز ، انگاری گمتان كرده‌ايم یا شاید هم خودمان گم شده‌ايم . آري خودمان گم شده ايم و اصلا بهتر بگويم خودمان را گم كرده ايم !!!! اما تكليف گمشده ها چيست ؟!؟!؟!؟ اصلا می‌دانید آقا تقصیر خودتان است !

بس كه این دل بی‌صاحب كه فقط به هوای شما می‌طپد را به حال خود رها كرده ايد ... .

 دلي كه فقط شما را می‌خواهد به حال خود واگذارده ايد ...

تا به كي زيورهاي دلفريب دنيوي ما را به خود مشغول سازد  ؟!؟!؟ دلبستگي به ظواهر دنيوي ما را فرسنگها از معشوقمان دور كرده است !!!!!

قبلا ميگفتيم : بر سر راهتان بنشسته ايم و اينگونه مويه مي كنيم :

رو بر رهش نـهادم و بـر من گـذر نكرد            صد لطف چشم داشتم و یك نظر نكرد

اما اكنون ازين همه دوري و دلتنگي و ازينكه سراغي ازين دل صدپاره نميگيريد زانوي غم بغل ميگيرم و بر سر دوراهي عجيبي كه برايم پيش آمده مينشينم و فرياد ميزنم :

پیش ‌ازاینت ‌بیش ‌ازاین ‌اندیشه ‌عشاق ‌بود             مـهر ورزی تـو بـا مـا شـهره آفـاق بـود

........

نه دیگر ادامه نمی‌دهم مولاي عزيزم ! فقط

دلتنگم آنچنان كه ‌اگر بینمت به‌ كام              خواهم كه اينگونه  بنالم به دامنت

صد حلقه می‌پیچی بهم تا یك گره وا می‌كنی

...

آقا جونم ! مهربونم ! ميدونم كه به رسم خوش عهدي هميشگي ميائيد و نظري از سر عنايت بر اين صفحه ميزنيد و شايد هم با دل شكسته من همنوا ميشيد و ... بغض سد راه نفس كشيدنم شده آقاي من !

فرياد در سينه ام حبس شده است ..

مولا جان نظري بنما از سر لطف و كرم

مرا درياب ... درياب ... درياب

اللهم عجل عجل عجل لوليك الفرج

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

غروب و دلتنگی 

 

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

 

مولای مهربانم !

دلم خیلی گرفته ... خیلی بیش از خیلی

 با تو از کدام دلتنگی بگویم ؟ از کدام روز نیامده ؟

که همه روزها بیقرار آمدنت هستند .

از کدام فصل خزان زده ی منتظر بگویم ؟

که همه فصلها چشم براه ظهور تو هستند .

از کدام بهـــــــار سر شار از اندوه جدائی بگویم ؟

 مولای من دلم سخت گرفته است ... سخت

 **********

تو خود بگو مولای من ....

 آیا دستی هست که برای ظهور تو آسمانی نشود ؟

آیا دعائی هست که برای آمدنت به اوج آسمان نرسد ؟

آیا چشمی هست که عصرهای آدینه های دلتنگی تو را نگرید ؟

آیا دلی هست که در انتظـــــار آمدنت به طپش نیفتد ؟

آیا سری هست که در سودای تو نباشد ؟

آیا روزی هست که به امید زیارت تو فردا نشود ؟

آیا صبحی هست که در آرزوی دیدار تو روشن نگردد ؟

آیا کوچه ای هست که دیوارش در انتظــــار یک جمعه ی مهم نباشد ؟

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 اما وای بر ما که پاسخ همه سوالات بالا ، میتواند بله باشد یعنی هست !

 چرا؟ ...   چرا؟ ....

چه بد شدیم مولای من !

بد شدیم .... بد شدیم عزیز دل !

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

سالهاست شاید که دیگر آینه ها صیقل نمی خورند و دلهـــــا نمی لرزند

همه ی چیزها در عین بودن ، نیستند و خاموشند .

سکوتی مبهم همه جا را فراگرفته است .

 مولای من !

ای همه حضور !

عزیزدلم ! بگو ... بگو کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو ؟

باور داریم که می آیی ، از پس این آینه ، چونان آفتاب

به خدا هرروز که به جمعه نزدیک تر می شویم ، زیارت دیدار تو را تازه تر حس می کنیم و هر روز که از جمعه دورتر می شویم بیشتر دلتنگ آمدنت هستیم .

*:*:*:*:*:*:*:*:*:*

پس دعا کن که لایق دعا کردنت باشیم مهربان من !

دعا کن که دعاهایمان به آسمان اجابت برسد .

دعا کن که دعائی جز دعای آمدنت را بر زبان جاری نکنیم .

دعا کن که تو را تنها بخاطر خودت بخواهیم و بخوانیم .

دعا کن مولای من !

دعا کن مولای مهربانم

...

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

 

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی  

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج))

امن یجیب یک دل خسته 

 

 

بنام او که جانم در دست اوست و به یاد آفرینشگر طراوت بی مثال عشق

 

باز هم در آستانه ورود به آدینه ای دیگر ؛ انگار مامور شدم بنویسم !! فرصتی دست داد تا باز هم بتوانم بنگارم بخشی از حرفهائی که در نهانخانه دلم جاریست !!

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

برای او که دل ستاند و ....

اي رود جاري در قلبم ، اي بركه محبت ، اي پناهگاه خستگي هايم ، اي سايبان حسرت هاي دلم

و اي گرما بخش جسم و روحم !

مي دانم كه شاید امروز ، دلت از من گرفته است . مي دانم كه مي خواهي براي هميشه .....

خوب میدانی دیر زمانی است که خاطراتم را با خود مرور مي كنم .

 نمي دانم چه بگويم ؟؟ كاش ندانسته ، سوار بر قايق محبت ، اينگونه به جلو نمي راندم ، و كاش هرگز روزي نمی رسید كه خزان هجران را حس کنم .

آه ، اين روزها چه سخت می گذرد ... من چقدر از خود فاصله گرفته ام .... چقدر ثانیه ها شتابانند !!

با اینکه از ناتوانیم هم خبر داری ؛ اما ، مهربانم ! دل ناشکیبم باز هم هواي تو را كرده  است !!

آري ، امروز ديگر نمي توانم آرام بگيرم ... چرا كه تو ، راهي سبز را نشانم داده بودي و و با غم

« عشق » آشنا کردی !! و اکنون چقدر نیازمند حضورت هستم !!! چقدر .....

پس اي مهربان ! مرا در امواج خروشان درياي زندگي ، رها مکن .

مرا به خاطر همه نا مهرباني هايم ببخش ، و قلبم را ، هرگز از قلب پاك و دريائيت ، جدا مكن . هرگز ...

با تو بودن ؛ مرا غرق در اقیانوس بیکرانی نمود که اکنون از نوشیدن جرعه ای و حتی قطره ای از آن هم سیراب می گردم .

 

میخواهم این دلگویه ها ؛ حرف دل من و تو باشد برای مولای منتظر !! برای آقای سبزپوش آئینه دار آدینه های سبز انتظار !!

 

 

امان از روزهايي که هر یک از چله هاي دعاي عهد تمام می شود و چشم ها هنوز بر انتهای جاده انتظار خیره و خشک مي شود و تو نمي آيي ...


امان از دلي که واژه صبر هم در اندوه نيامدنت برايش بي صبري ميکند !
همان دل که هر صبح جمعه پر از تمناي عطر ريحانه ؛ سيني اسپند به یک دست و گلابدان اشک به دست دیگر ؛ راهي کوچه مي شود و  ندبه کنان پای بر زمين ميکوبد .


دستم به دامنت خدايا !!!! اين مسافر ما دير کرده ...
او را برسان !

 

أمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السّوُء

 

نرگس چشمانم بي قرار نگاه توست . بيا تا با آمدنت ؛ آسمان ابري چشم هايم خورشيدي شود .  

و بارش بي قرار آن به رنگين کمان  اميد نشيند . اي يوسف دل هاي ما ، فرش مخملین دلهایمان را قرنهاست بر سر راهت گسترانیده ایم . بیا مولا جان .. بیا ... تو را به همه گلهای نرگس عالم قسم بیا

چشمانم نذر یک نگاه مهربانانه تو و قلب صدپاره ام فدای قدوم متبرکت ای آرامش دل پر از التهابم

بيا تا با بوي پيراهنت چشم هاي يعقوبگون ما را شفا بخشد .... بیا .... بیا

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

التماس دعای مخصوص

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

 

 

 

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

یه شب جمعه دیگه از راه رسید . همه ما بارها از اعماق وجود منتظر بودن رو حس کردیم . سالهاست که همیشه منتظریم ، اما یار و دلدار همیشه مهربون چرا نیومد ؟؟؟ هر جمعه ، منتظریم شاید نگار از راه برسه .... اونم نه هر نگاری !!!  حتی اگه منتظر یه فرد عادی هم باشی ، خودت رو مهیای حضورش میکنی و اگه از اون فرد بی خبر باشی ، آیا نمیگی که نکنه از من قصوری سر زده ؟؟؟ دنبال راهی میگردی که یه بار ، حتی یه بار دیگه روی ماه دلدار رو ببینی و با صحبتاش آروم بشی .... درسته ؟؟؟؟

و اما در مورد آقامون (عج) ، علاوه بر همه اینا ، عرضه میداریم : در کنار همه قصور و تقصیراتم ، شایدم لیاقت حضورشون رو ندارم !!!

یعنی با این جمله آروم میشیم ؟؟؟؟؟ !!!!!!

منتظر واقعی بودن ! چه شرایطی داره ؟؟؟؟

دعا کنید یک چیزی رو بفهمیم .... واقعا انتظار یه عاشق واقعی باید اینجوری باشه !!! آیا ادعای ما واقعیه ؟؟؟ آیا از اعماق وجود میگیم که : مجنون دیده به راهم ولی ....

مولای من ! مهدی جانم !!!!

من اگر اشك به دادم نرسد ، مي شكنم

بر لب كلبه ي محصور وجودم

اگر از ياد تو يادي نكنم ، مي شكنم 

 

 

الهی !! به حق نام « مهدی » که التیام بخش قلوب مضطربه

 

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

فقط التماس دعای مخصوص .... خیلی خیلی خیلی مخصوص

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

تا .... 

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

 

بنام یکتائی که نامش زیبنده زبان و یادش جلا دهنده قلب بندگان است .

 

 

خانه خيالم ، پر از ظهور است و ثانیه هایم ، لحظات سبز انتظار ...

خيال آمدن جمعه موعود ، دغدغه ام را پايان مي دهد ... مولاي مهربانم ! مهدي جانم !

 

اي آروزي چشمم ، رويت به خواب ديدن ! ... غيبت نمي تواند پيوند ما بريدن !

 

 

امشب و در آستانه ورود به آدینه ای دیگر ، از جنس آدینه های سبز انتظار ، میخوام از نامی بنویسم که وقتی به زبون میاد ، دل و جان آروم میگیره و وقتی نوشته بشه و بهش نگاه کنی ، چشمات نور و جلا پیدا میکنه و وقتی به روی قلب منتظرت حک بشه ...........دیگه نمیشه توصیفش کرد .

 

میخوام از نامی بنویسم که التیام بخش پهلوی شکسته بی بی عالمین ، حضرت فاطمه زهرا (س) است .

نامی که مرهم زخم عمیق فرق سر مولای متقیان ، امیرالمومنین (ع)  است .

نامی که تسکین بخش دل پرآشوب کریم و سخی اهلبیت ، امام حسن مجتبی (ع)  است .

نامی که منتقم خون سید الشهدا (ع) است  و ""  طالب الدم المقتول بکربلاء  ""

نامی که تسلا بخش قلب غمدیده زینب کبری (س)  و اهلبیت امام حسین (ع)  است .

نامی که با شنیدنش ، لرزه بر اندام کوفیان استهزاء کننده کاروان اسراء و سید الساجدین (ع)  می اندازد .

نامی که صادقین (علیهما السلام) به آمدنش بشارت داده بودند.

نامی که همدم شبای سخت تنهائی موسی بن جعفر (ع)  کنج زندان دشمنان اهلبیت (علیهم السلام ) بود .

نامی که از سلاله مطهر امام رضا و جواد الائمه ( علیهما السلام ) بود و موعود و منجی زمان

نامی که فضای خانه عسکریین ( علیهما السلام ) را با میلاد متبرک خود منور کرد .

 

یگانه گل نرگس ... یگانه گل زیبای بوستان محمدی و علوی و فاطمی ...

 

 

آری آن نام با مسما و آسمانی

 

 " مهدی "

 

 

است .

 

مهدی ؛ آفتاب حقيقت تابان بر اقليم وجود است .

مهـدي ، كعبـه دلهاي مُحرم حريم خليل است  .
مهـدي ، نشانه اي گويا از صفات رب جليل است  .

 

مهـدي ، عنـوان زرين قاموس عدالـت است .

مهـدي ، چراغ هدايت گمراهان در صحراي ضلالت است .

 

مهـدي ، ديباچه كتـاب خلقت است .

مهـدي ، تنها ترجمان واژه عشق دردائره المعـارف معرفـت است .

 

مهـدي ، باران رحمت الهي برسرزمين پژمرده وجود آدمي است ، چون ببارد طراوت و نشاط ر ا به ارمغـان آورد.

مهـدي ، كليد گشايش گنجينه هاي زرين آكنده از گوهرهاي گرانقدر فضيلت به روي جستجوگران كيمياي سعادت است .


مهـدي ، فجـرصـادق طلوع آفتاب حكومت حق است .
مهـدي ، سرسبزي  و صفـاي بهـار وصـل است .

 

..........

و هر چه بگوئیم و بنگاریم ، حق مطلب را ادا نکردیم .

 

 

نمیدونم چی شد این پست رو که اولین پست توسط خودم ، بعد از آپ مجدد وبلاگ بود رو اختصاص دادم به این مطلب .... شایدم حسن آغازی است متبرک و ...

 

از آقای مهربانم ممنونم که بازم اجازه فرمودن تا خادمه ناچیزشون باشم .... از آقام ممنونم که اجازه فرمودن که بازم ... آقاجونم ! مهربونم ! ممنونتونم ، مثل همیشه و شرمسار از هر چی که کم میذارم و ...

 

 اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج  

 

التماس دعای مخصوص

یا علی

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

حکایت آدینه ای دیگر ... 

 

 

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی 

 

سلام بر آفتاب حقيت و نور هدايت
سلام بر عشق ... سلام بر يار


سلام بر نور ديدگان
سلام بر يوسف زهرا (عج)


مولای من ! مهدی جانم ! هزاران آدینه مکرر است که صدايت ميكنم ... فريادت مي زنم ... از غم هجران پژمرده ام ، اما خسته نمی شوم ، چرا که در انتظار تو بودن ، بس شیرین و گواراست ! تو نيز کرامت کن و  اجابتم نما ... هرچند نالايقم

هرچند حتی شایستگی ندارم که سرم را بالا بگیرم و تو را از آسمان طلب نمایم ...

 

از پرده برون آی ، دلم غرق تمناست

تقصیر دلم نیست ، تماشای تو زیباست

در حلقه عشاق ، ز رحمت گذری کن

تا جلوه حسنت نگرند ، از چپ و از راست

خون می خورم از هجر ، ولی با که توان گفت ؟

کاین درد نهان سوز ، از آن من تنهاست

گر مست شده عالمی از جام نگاهت

چشمان تو جامند ، نم چشم تو صهباست

 

 اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

آقا جونم ! الوعده ... الوفاء

انگار خودتون خواستید !!! هر لحظه بیشتر از قبل .... اما ... .

 

از همه یاران دیرینه ، التماس دعای خیلی خیلی مخصوص

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

واگویه های شب آدینه 

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

یکهزار و صد و شصت و نهمین سالروز آغاز امامت حضرت مهدی موعود (عج) بر تمامی محبین و منتظران واقعی حضرتش تبریک و تهنیت باد .

گفتم به مولا : دلم ندارد قرار و آرام

من عقده دلم را ، امشب دگر گسستم

**********

گفتا : مباش نومید ، از خانه امیدم

من کی دل محب شرمنده را شکستم ؟؟ !!

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

از همه همراهان گرامی به شدت التماس دعا دارم . مشکل بزرگی برام پیش اومده .... در این ایام متبرک ، دست رد به دعای خوبان زده نمیشه .... التماس دعای مخصوص

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج))

حکایت آدینه ای دیگر ... 

 

اينجا كه‌ بجز زمزمه‌ ، بازار ندارد
جز گرية‌ اخلاص ‌، خريدار ندارد

گر گريه‌ شود كار مدام‌ دل‌ عاشق‌
مكشوفه‌ شود روضه‌ و انكار ندارد

 

همچون تمام لحظات صفر عاشقیِ آدینه های سبز انتظار ، دست ادب بر سینه گذارده

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

از غم هجران و درد فراق یار ، با کوه گفتم ؛ کوه با همه عظمتش فرو ریخت ...

به دریا گفتم ؛ دریا از عطش وصل ، ناگهان خشکید ...

 

به آسمان گفتم ؛ دیدگان مهربان آسمان بیدرنگ گریست و بارید ...

به گل که گفتم ؛ قطره ای شبنم بر گونه لطیف گلبرگش جاری شد و از داغ هجران پژمرد ...

 

به دلم گفتم ... بی اختیار شکست و سر به زیر انداخت ... اما شکستن دل را نمیتوانم توصیف کنم ... غم دلم به چشمانم پر زد و هوای چشمانم ابری گشت ... بر زبان دلم این سخن جاری شد :

 

جای او در خانه دل باشد و ما غافلیم

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

التماس دعا

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

 

 

مهدی جان !

اگر حجاب ظهورت ، وجود پست من است

دعا بكن كه بميرم ، خدا كند كه بيايي

....

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

التماس دعای مخصوص

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج))

 

 

 

در آستانه ورود به آدینه ای دیگر و در شب سیزدهم محرم الحرام ، دست ادب بر سینه گذارده و سلامی از جنس نیاز به مولای آئینه دار آدینه ها عرضه می داریم :

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

آدم برای توبه ، خدا را به تمامی اسماء الحسنی قسم داد ، تا رسید به نام مطهر و مبارک  

 

«   یا قَدیمَ الإحسان بِحَقِّ الحُسَین  »

 

 بی اختیار دلش شکست و برای اولین بار اشک از پشت پلکهایش جاری شد ... با خود اندیشید ، ، ،

 چه سرّی است در این نام که فرق دل را شکست و آسمان چشم را بارانی کرد ؟؟؟

 

از جبرئیل این راز را پرسید ... او نیز بی درنگ گریست !!! اینچنین آشکار شد که

 

«  إنِّی أعلَمُ ما لا تَعلَمون  »...

 

به راستی که « شهادت » طلوعی دوباره است و حقیقت با عاشوراء متولد شد و

 

حقیقت !!! تنها معلمی است که با درس خود یکی است .

 

 

14 قرن از عاشوراء گذشته ، اما ! ما هنوز فاصله داریم و نمیتوانیم آنجا باشیم ، چرا که زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست ... فقط فریاد بر می آوریم : 

 

« یا لَیتَنا کُنّا مَعَک »

 

اما به راستی ! اکنون نیز که در عصر حکومت حضرت صاحب العصر و ازمان (عج) توفیق تنفس در فضای مهدوی را داریم ، آیا این تمنا را از اعماق وجود برمی آوریم :

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا منتظر بودن ما حقیقی است یا فقط ادعاست

 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

الهی ! الهی ! الهی ! به ما توفیق درک معرفت امام زمانمان (عج) را عطا بفرما ...

آمین ... یا رب العالمین

 

التماس دعا

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

 

 

اَلسَّلامُ عَلَیک یا أَبا عَبدِ اللّهِ الحُسَین

 

 

 

شب جمعه که میشه ... دل ، منو تنها میذاره ...

به گمونم میره کربلاء ...

مولای من ! و قتی تو بیایی

دیگر ، داغ از دل شقایق بر داشته می شود ... 

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

یا سیّدی ! آجَرَکَ اللّه فی مُصیبَة جَدِّک الحُسَین

 

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج))

حکایت آدینه ای دیگر !!! 

 

 

 

 السلام علیک یا اباصالح المهدی  

مولای مهربانم ! این روزها قلمم در جستجوی واژه ها سرگردان و گوئی کلمات از من ودفترم گریزانند

آقای من ! میخواهم چند کلمه ای از زبان منتظرانت بگویم !!! از دلتنگیهای سالهای طولانی انتظار و فراق و هجران ...

عمري است که به انتظار طلوع خورشید گرم نگاه تو در ساحل حسرت نشسته ايم.

قلبهاي خسته ما به اشتياق ظهور تو مي تپد و کبوتران دعا ، قنوت

غرق نیاز دستهايمان را تا به درياي اجابت مي برند .

کي مي شود که موج صداي گرم تو را به گوش جان بشنویم و از زلال قطره هاي ناب حضور

تو سیراب شویم ؟؟؟

 مولای من ! چه سخت است براي من که سايه تمام مردم از ميان کوچه نگاهم بگذرد ...

اما پنجره چشمانم به روي خورشيد رخ زيباي تو بسته باشد و محروم از دیدار وجود مقدست ...

مولا جان ! گل همیشه یگانه ام ! تا به کی باغ دلم از بهار صداي دلنوازت بي نصيب بماند.؟؟؟

... يا صاحب الزمان !!!!!!!!

  ... یا صاحب الزمان !!!!!!!!

آيا مي شود که در حرم امن تو اجازه ورود بيابيم و پروانه وار گرد

کعبه وجود مقدست طواف کنيم ؟

امشب هم شب آدینه ای دیگر و باز هم بايد از قصه مكرر نيامدن و دلتنگي شكوه كنيم !!!

خواستم اين بار گل ياسي را بهانه کنم كه تو را ببويم و در امتداد هر تنفس ،

 با هر دمي نقش نامت را به عميق ترين نقطه وجودم حک كنم ...

مولای من ! سر انگشتان عاطفه ام  – در اين سرماي دلمردگي –  با يك نگاه تو ، گرماي حيات مي يابند ...

دريغ مكن از وجود حقیرم بارش نگاهت را !

 

خورشيد محبتم  – در اين تاريكي رابطه –  با با یک اشاره و اجازه ات ، پلك مي گشايد و مي تابد بر هرچه ظلمات است ...

دريغ مكن از روزگارم جريان هميشگي رضايتت را !

 

**************************************

 

خواهی دروصل بسته باشد ، باشد        یا این تن خسته خسته باشد ، باشد

گویند دل شکسته را داری دوست         خواهی دل ماشکسته باشد ، باشد!

 

*********************************

 

 اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج  

التماس دعای مخصوص

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

حکايت شب آدينه اي ديگر 

 

 

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

تقدیم به تکسوار وادی " عشق "  كه ثانيه هايمان را به انتظار قدمهاي " سبزش " چراغان كرده ايم ...

 

 مولای مهربانم ! نمي دانم تا سپيده دم فرج ، چند نافله مانده است ؟ نمي دانم كدام قنوت عطشناك ، به دامن عنايت تو ،  توفيق استجابت خواهد يافت تا از قله هاي بلند غيبت ، به دنياي خاكي ما نزول فرمايي ! نمي دانم شمیم معطر و بوی شوقي كه ازنفسهاي غمناك اين شب یلدای انتظار ، به جان ما خاکیان منتظر مي رسد از كرانه هاي وصال توست يا از نرگس هاي مستي كه بر كنار جاده انتظار روييده اند . اما اين يلداي هجر  كه  از شفق حضور تو التهاب سپيده زدن دارد  در انتظاري شيرين مي  سوزد ... می سوزد ....

                                                          به امید """ وصال """ ...

 

                                                                        

 

راستش ! تو این پست قصد دارم یه خورده از ورای " دل " صحبت کنم ... میدونید ، دوستان " وبلاگ نویس " !!!  همیشه وقتی با یه مطلب جدید ، آپ می کنیم ، معمولا زمانی که برای چک کردن کامنتها و نظرات همراهان می آئیم و به بخش نظرات سر میزنیم ، نا خود آگاه منتظریم فلان دوستمون هم ، نامش و نظرش درج شده باشه ، و اگر هم نظر اون همراه همیشگیمون نباشه یا از نبود اظهار لطفش نگران میشیم و دلمون می گیره و یا هر آن و هر لحظه چشم انتظار دیدن پیام اون دوست عزیز هستیم . درسته ؟؟؟؟؟

 

اما به خدا قسم ، تا الان چند بار و برای چند پست جدیدمون ، از همون اولین " کامنت " منتظر درج نظر " عنایت " آقامون بودیم ؟؟؟؟؟ نه واقعا !!! خدا ازم بگذره اگه اینچنین مرید و محبّی برای آقای مهربونم بودم و ... یعنی خدا نکنه فقط ادعای " محب " و " عاشق بودن " رو داشته باشیم ، که اگر اینگونه باشه وااااااااااااااای نه !!!!!!!! مغبون بودیم و ....  الهي العفو  العفو  العفو

 

اما از امشب ، تو این لحظات مطهر و مبارک ، میخوام یه عهد ببندم ،،، جانانه ،،،

 

میخوام همانطور که این " آشیانه " رو وقف آقا کردم ، قول بدم فقط و فقط منتظر نظر لطف آقا باشم ... آخه میدونید چه بسا بعضی وقتا خود آقا هم میان و سر می زنن و ....

وای خوشا به احوال اونائی که اولین نظر رو مولای حاضر اما غائب از نظر بهشون عطا میکنه .... هر چند با چشم ظاهر نمیشه اون اظهار لطف رو مشاهده کرد ، اما ...

 

... اَللّهُمَّ ارزُقنا تَوفیق الزِّیارَةِ مَولانَا المَهدیّ بعَینِ الباطِنیّة .... آمین یا رب العالمین

 

 

درسته اینجا آقامون " صاحبخونه اند " و منم یه خادمه و مملوک حقیر ، اما همون گوشه چشم صاحبخونه به کنیز اون خونه هم یه حالی داره وصف ناپذیر ....

الهی ! بتونم و بتونیم مشمول این عنایت قرار بگیرم و بگیریم ... بالاخره شما بازدید کندگان همیشگی و همراه ، هم به نوعی اتصال دارید با وجود آقا که می بینید و میخونید و بعضا هم با جاری زلال زمزم زلال اشک ، خونه دلتون رو برای حضور آقا " آب " می زنید ...

 

قدر خودتون رو بدونید منتخبین آقا

 

التماس دعای مخصوص

 

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

یا علی

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

 

 

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

ستاره می فشانم معبرت را
تاسی می کنم چشم ترت را

 

***
تو اقیانوس آرامی که دریا
ندارد وسعت پهناورت را

 

***
تو با یاد خدا کردی معطر
تمام لحظه های باورت را

 

***
تو سیمرغی که در خضرای قافی
نگر سیمرغ بی بال و پرت را

 

***
چه کس پاسخ دهد گر تو نیایی
صدای الغیاث مادرت را ؟؟؟؟؟

 

***
بیا ای مژده فردای روشن
دل افشان می نمایم معبرت را

 

 

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

آمین یا رب العالمین

 

التماس دعا

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

الا که راز خدائی ... خدا کند که بیائی ... 

 

 

 

  السلام علیک یا ابا صالح المهدی   

 

سلام ای گمشده شهر دلم ..... سلام ای میزبان دل شکسته ام ..... سلام ای غمخوار قلب خسته ام ....

 

الا که راز خدایی ، خدا کند که بیایی
تو نور غیب نمایی ، خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانا ، خدا کند به سرآید
سرآید و تو برآیی ، خدا کند که بیایی

 

 
دمی که بی تو سر آید ، خدا کند که نیاید
الا که هستی مایی ، خدا کند که بیایی
فسرده غنچه گلها ، فتاده عقده به دلها
تو دست عقده گشایی ، خدا کند که بیایی

 

سلام ای نرگس زیبای نازم ... سلام ای مرهم قلب پر از سوز و گدازم  .... سلام ای محرم دل غرق نیازم ...  

 

تو مشعری ، عرفاتی ، تو زمزمی ، تو فراتی
تو رمز آب بقایی ، خدا کند که بیایی
دل مدینه شکسته ، حرم به راه نشسته
تو مروه ای تو صفایی ، خدا کند که بیایی


به سینه ها تو سروری ،  به دیده ها همه نوری
به دردها تو دوایی ، خدا کند که بیایی
ترا به حضرت زهرا ، بیا ز غیبت کبری
دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

 

خداکند که بیائی .... خدا کند که بیائی .... خدا کند که بیائی ...

 

 

سلام به منتظران واقعی .... همراهان دیرینه .... خیلی دلم گرفته .... انگار غربت این لحظه های سخت و دلگیر این بعد از ظهر آدینه ، دست به دست دل شکسته ام داده تا ..... بعلت گرفتاری و مشکل بزرگی که برام پیش اومده ، دیشب ، در موعد مقرر همیشگیمون  ، در آستانه لحظه های سبز ورود به آدینه نتونستم آپ کنم .  یعنی چرا میخواستم .... اما جنس حرفای دلم با همیشه فرق داشت و ....

خیلی دلم گرفته .... خیلی .... خیلی ....  

 

ملتمس دعا ، این بار ملتمس تر از همیشه ، عاجزانه از همه همراهان دیرآشنا ، التماس دعای خیر داره ..... میدونم اونقدر بدم که حتی لایق مد نظر قرار گرفتن دوستان خوب و خوبان آستان مقدس الهی نیستم .... اما .... دعای دوست در حق دوست نکوست و مستجاب .... تو رو خدا یادتون نره ..... مخصوصا التماس دعا ..... یا علی

 اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج  

آمین .... یا رب العالمین ....

  

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

حکایت آدینه ... 

 

 

 

 

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی  

بیا که باز مرا بیقرار خواهی کرد
به یک اشاره زمین را بهار خواهی کرد
کمان و تیر بگیر و به کوی عشق بیا
عقاب کوه احد را شکارخواهی کرد
سکوت می شکند تکسوار وادی عشق
چنانکه در دل صحرا غبار خواهی کرد
هر آنچه موعظه کردم دلم مهار نشد
بگو برای دل من چه کار خواهی کرد

...

بگو برای دل بیقرار من چکار خواهی کرد آقا جون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در آستانه ورود به آدینه ای دیگر ، از همه دوستان التماس دعای مخصوص دارم .

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

حکایت آدینه ... 

 

 

 

*** السلام علیک یا ابا صالح المهدی  ***

مولای مهربونم ! آقا جونم !!! گل زیبای من !!!

الهي ؛ رسد روزي دراين عالم

جهان مملو از عدل تو باشد

خوب مي دانم كه آن روز

روز موعودحضور سبز تو باشد

عجب ؛ حقا كه اوج حس ديدار

خوب ميدانم كه صبح جمعه باشد

نظر نماتاكه شايد ؛ آن جمعه موعود

به يمن خاك پايت اين جمعه باشد

عشق چیست ؟ عاشق واقعی کیست ؟ رسم عاشقی چیست ؟

از لحظات عاشقی میخوام بگم ... اون لحظات شیرینی که خیلی کم پیش میاد و اگه هم پیش باید بدونیم که خیلی خیلی لیاقت داشتیم  و ... بگذریم ...رسمه که در معاشقه، عاشق بهترين لباسها را بپوشد و خود را به بهترين عطر ها معطّر نمايد و تو صحبت کردن هم بهترین الفاظ رو به کار ببره ، واژه هائی که از معشوق دلبری کنه ....
لذت معاشقه در خلوت بودن فضاست
! اونم یه فضای مقدس و یه زمان مقدس و ...
يعنی جائی که تنها عاشق و معشوق باشند؛ و با تمام وجود، بدون توجه به محيط اطراف ، غرق هم شوند
.


اين خلوت سرا را ميعادگاه عشاق نام نهاده اند...

حالا میخوام از میعادگه عاشقان مهدی (عج) بگم ... موعد::: صبح جمعه  "" میعاد گه ::: مهدیه دل """ و بهترین الفاظ معاشقه زمزمه " دعای ندبه " ... عجب حالی داره ... رو به قبله ... با وضو ... با زلال زمزم اشک ... و ندای """ این بقیه الله "" ... میتونید تصور کنید ؟؟؟ همون لحظه هم آقای مهربونمون  با عطر معطر گل نرگس بغل دستمون نشسته باشن و همراه با ما اشک بریزن ... اگه این لحظه رو درک کنی واقعا چی میگی ای عاشق ؟ از چه الفاظی استفاده می کنی ؟

... خدایا ... خدایا .... خدایا ...

ببخشید بیش ازین انگار اجازه ندارم که بنویسم ... آخه فرصت ندارم و خیلی گرفتارم ...       ادامه دارد

الهی به حق معاشقه های زیبای عاشقان واقعی تو خلوت جمعه های سبز انتظار

***** اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج *****

التماس دعا

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

حکایت آدینه ... 

 

 

بوی عطر یار دارد جمعه ها                                 وعده دیدار دارد جمعه ها

جمعه ها " خورشید " ما آئینه است                 وعده گاه عاشقان " آدینه " است

 

بي تمناي تو در دل هوسي نيست مرا

 

جز تو در هر دو جهان هيچ كسي نيست مرا

 

در دلي كز غم هجران تو سوزد همه شب

 

جز تماشاي جمالت هوسي نيست مرا

 

غير آه و سخن از شِكوه دوري رخ

 

گوشه ميكده بانگ جرسي نيست مرا

 

من كه زنداني اميالم و در محبس تن

 

گر تو پرواز دهي ام قفسي نيست مرا

 

هر چه محروم بماند ز وصال تو بس است

 

هستي ام رفته و از عمر ، بسي نيست مرا

 

نيمه جانم به اميد تو نگه داشته ام

 

جز دم ذكر تو گفتن نفسي نيست مرا

 

گر به بالين من خسته نيايي جانا

 

در دم دادن جان دادرسي نيست مرا

 

شب آدینه ای دیگر و با زهم تمنای عروجی دوباره ....

الهی ! چشمان ناقابلم را بهر تماشا به تماشاخانه دل می برم... آنجا که دل حدیث عشق را روایت می کندو بر لوح جانم نقش عشق را حک می کند ... پروردگارا ! چشمانی خدابین از تو طلب می نمایم تا در سایه سار آرامش شب ، این لحظات گریزان و ثانیه های گذرا را با اشک مصفا کنم ...

 الهی با دو دست تمنا از اعماق وجود فریاد بر می آوریم :::

 

"""اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج"""

 

                                                        التماس دعای مخصوص

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

حکایت آدینه ... 

 

 

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

بازم شب است و هنگامه رستاخیز انسان ... اما یه شب نورانی ...  

بازم یه شب آدینه دیگه و یه موعد عاشقی دیگه ... اما امشب با همه شبای آدینه دیگه فرق داره ... امشب مولای مهربانم در عزای مادر بزرگوارشون سوگوارند ...

امشب میخوام از سه   براتون بگم که گلای سر سبد همه گلای عالمند .

گل رز محمدی که شمیم معطر احمدی و نبوی رو به همراه داره ...

گل یاس که لطافت و عطر خوش فاطمی و علوی رو به همه هدیه میکنه ...

و ... گل زیبای نرگس ... که هم حامل عطر دل انگیز مهدویه و هم امشب گلبرگهای سپید و لطیفش در غم هجران یگانه بانوی عالمین سیاهپوشه ...

الهی ! پروردگارا ! معبودا ! مهربانا ! شب جمعه است و هنگامه استجابت دعا ...در این لحظات ، غنچه های تمنا رو به سمت آسمان ، تسبیح گویان ، چشم به باران کرامت الهیت دوخته اند ...و چشمان منتظر دل به بارش باران رحیمانه ات سپرده اند ... بارالها ! گلهای خسته و پژ مرده  گلدان شکسته دلم رو به آستان مقدس خدائیت دخیل می بندم و خورشید نگاهم را نذر دلهای شکسته مینمایم که تنها توئی خریدار دل شکسته و تنها توئی مفتاح درهای بسته ...

امشب میدونیم که تنها زائر ضریح پنهانی که " هرگز " چشمی به آن آشنا نشد ،،، مولای مهربانم ،،، هستن و گوهر گرانقدر اشک چشمان مبارکشون رو برا آب زدن آن خاک متبرک به آسمون هدیه میکنن ...  دیگه نمیتونم بنویسم ... امشب بیش ازین آقای مهربونم انگار اجازه نمیدن که ابهت و شکوه این لحظات رو به رشته تحریر درآرم ... انشاءالله این حالات خاص معنوی نصیب همه شب زنده دارانی بشه که لحظه شماری میکنن تا لحظات شیرین پچ پچ و راز و نیاز با خالق هستی فرا برسه .... اونم نیمه شب جمعه و ... میدونین این ثانیه های گرانقدر رو هم به بها نصیب بنده ها میکنن و نه به بهانه ....بهاءش هم میزان بندگی آستان الهیه ... و میزان دل شکستگی بندگان...  از همه همراهان التماس دعای ویژه دارم و در این لحظات ملکوتی در آستانه بامداد آدینه ای دیگر دستان بی بضاعتمون رو به سمت آستان کبریائی الهی بالا می گیریم و عاجزانه فریاد بر می آوریم 

الهی به حق """ فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها """

::: اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج :::

 التماس دعا

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |

حکایت آدینه ... 

::::: السلام علیک یا ابا صالح المهدی ::::::

 

شب جمعه ای دیگر آمد و این بار بعد از گذشت یک سال از افتتاح این وبلاگ ، اولین آدینه ای است که واگویه های دل غمگینم را با مولای مهربانم در قالب واژه ها درمیان می گذارم . زین پس هر شب آدینه به نیت تعجیل در ظهور مولا (عج) بخش واگویه های دل با مولا را را با ذکر معطر " صلوات " آذین می بخشیم و این بخش از وبلاگ انشاءالله هر بامداد جمعه به روز خواهد شد .

امید است مورد عنایت دوستان محترم قرار گیرد .  

 

آدينه كه مي شود قاصدكهاي دلم را روانه آستان آستانه دوست مي كنم تا پيام آور حضور صدفي باشد كه يازده مروايد سبز را با خود به همراه دارد. از ستارگان آسمان ، از مهر و ماه  سراغ او را مي گيرم و چون پرنده اي عاشق ،  گمگشته ام را درميان فرشتگان آسمان مي جويم. ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |