تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور






اولین مناجات آدم خلیفه الله 

 

بنام یکتا مهرآفرین بی همتا

 

 

چون آدم به زمین فرود آمد ، در آستانه غروب روزی از روزهای خوب خدا بود و در هنگامه گرگ و میش ورود به ساعات مغرب .... آدم ، هرگز تاریکی ندیده بود ...

چون روز بگذشت و تاریکی شب ، همه جا را فرا گرفت ، آدم غمین شد ، دلهره بر او مستولی گشت ، تاریکی شب و غربت را با تمام وجود احساس کرد . گاه سر بر آسمان بلند می کردو به ماه نگاه می کرد و گاه از غربت و تنهائی از نهاد آه بر می آورد . گاهی نیز لب به مناجات با خالق شب و روز باز می کرد .

آری !!!! اولین غریب ناآشنای زمین ، آدم بود . آولین شب زنده دار زمین آدم بود . اولین همدم نیمه شبان آدم بود .

در آستانه لحظات زیبای فجر صادق ، جبرائیل به زمین هبوط کرد و آدم را گفت : هان یا آدم ! شب تیره به پایان می رسد و صبح صلح فرا می رسد و روشنای آشنائی را به دیده خواهی دید .

پس چون به گاه سحر نزدیک شدی ، دو رکعت نماز بگذار ، رکعتی در شکر گزاری سپری شدن شبی تاریک و رکعتی در سپاس اعطای روشنی سپیده بجا آور !

بدین ترتیب ، اولین زمزمه های شبانه آدم زمینی و راز و نیاز با خالق و معبود ، آغاز شد ...

چه زیبا فرموده است یکتا پروردگار در آن حدیث قدسی ....

 

ای فرزندان آدم ! مرا یاد کنید ، تا شما را یاد کنم .

مرا بدون غفلت بخوانید، تا دعایتان را بدون تاخیر اجابت کنم .

مرا با قلبهای خالی ازشرک بخوانید ، تا شما را  با درجات و مقامهای عالی جواب دهم .

مرا ازسر اخلاص و تقوی بخوانید ، تا شما را به بهشت جاودان پاسخ دهم .

مرا با بیم و امید بخوانید تا در همه امور ، برایتان توفیق مقدر نمایم .

مرا با نامهای بلند مرتبه بخوانید تا شما را با وصول به خواسته های ارجمند ، پاسخ گویم .

مرا در این وادی خراب و فنا پذیر بخوانید ، تا شما را در سرای جاوید آخرت با بهشت جاودان پاسخ گویم .

 

اکنون همچون همیشه ، در این لحظات متبرک ورود به آدینه ای دیگر ، با همان حس همیشگی توکل و با امید به قبول دعایمان ، دست ادب بر سینه گذارده و از اعماق وجود فریاد برمی آوریم :

 

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

***** اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج *****

آمین یا رب العالمین

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: بوستان دعا ( پنجره ای به سمت خدا ) |

پنجره ای به سمت خدا 

اولین پنجره به سمت خدا

بنام او که آرامش بخش دلها و جانهاست

یادمه تو کوچه های کودکی وقتی دوان دوان به سمت آینده گام بر می داشتم ُ  حرفهای شیرین و دلنشین مادر بزرگم روح لطیف کودکانه ام را نوازش میداد .( خدا رحمتش کنه )

او می گفت  : شماره تلفن خدا را همیشه به یاد داشته باش ! البته پیش شماره  رو هیچ وقت از یاد نبرده ام

( .... * توکل  *  عبادت  *  توبه ) : شماره و ( اخلاص * تقوا *  ایمان * ایمان ): پیش شماره

و شماره ی آخر نیز """ امید """

پس از گرفتن شماره در لحظه ی ناب ارتباط با یگانه ی هستی ،  ندائی از آن سوی آسمان آرامش بخش قلب مضطربم می شود. ...  لبّیک یا عَبدی ...   این نغمه را بارها با گوش جان احساس کرده ام و در این لحظات ، وجود ناچیزم سرشار از شوق آرزوی پرواز به سمت آستان کبریائی او می گرد د . می توانم بی واسطه 

:: ::::همه واگویه های دل را به زبان جاری کنم ::::: ::

الهی ! دستانم از بضاعت بندگی تهی است و زبانم قاصر از شکر نعمت های بی پایانت !!!

در برهوت کویر تنهائیم ، سر بر شانه های لطیف باران می گذارم و حتی با قطره ای از باران رحمتت  ُ سیراب می گردم .

خداوندا !  تنها ذکر تو"  تَطمَئِنُّ القلُوب  " د ل بیمارم می شود وبا همه عجز و ناتوانیم تنها سرمایه ام "" اشک "" را نذر باران می کنم .  

نذر سجاده  و تسبیح و ...

معبودا ! وقتی پرونده  تیره و تار گذشته ام را مرور می کنم ، عرق سرد شرم سراسر وجودم را فرا می گیرد ، اما گویا خودت

خواسته ای بنده ات را شرمسار نبینی ،  فورا زمزمه گوارای " یا ارحم الراحمین " بر زبان الکنم جاری می شود .  حالا درک می کنم که تو " ستار العیوبی " و چه زیبا گفته اند معصومین ( ع) " شرنا الیک صاعد و خیرک الینا نازل " وه ! که چه مهربان خدایست پروردگار من و چه بد بنده ای هستم من ... !!!    خدایا چه بگویم و چه می توانم بگویم ....

... ادامه دارد

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: بوستان دعا ( پنجره ای به سمت خدا ) |