نورٌ علی نور
|
|
ثانيه هاي بيقراري بنام او كه نامش راحت جان است
متاسفانه اين پست هم سرور بلاگفا اجازه درج تصوير نميده !! چراش رو هم نميدونم ! ولي بازم مهم نيست ! تصاوير بايد از دل ، دريافت و مجسم بشه !
جمعه ها بر عاشقان آئینه است باز هم گاه ثانیه های بیقراری چه سرّی است اینکه روزها همیشه به جمعه ختم می شوند ؟ چه سرّی است اینکه جمعه ها همیشه دلتنگند ؟ چه سرّي است اینکه هزاران چشم ، تشنه ی دیدار توست ؟ شايد رمز آن اين باشد كه کلید گشایش هر کتاب ، حرفی از نام توست ، و هر حرفی از نام تو ، گشایش هزار کلمه .. ای همه ی زیبـــــــــایی ...... سلام ! سلام مهربان من
*.*.*.*.*.*.*.*.*.* پس از عرض ادب و سلام به محضر مولاي آئينه دار آدينه هاي سبز انتظار ، فرارسيدن ميلاد موفور السرور آينه مهربانيها ، خاتم پيامبران ، رحمت زمين و آسمان ، حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و فرزند ايشان ، حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) را ابتدا به ساحت مقدس و منور ارباب مهربانم ، آقا اباصالح المهدي (روحي له الفداء) و آنگاه خدمت كليه همراهان ديرينه و دوستان بزرگوارم تبريك و تهنيت عرض ميكنم . *.*.*.*.*.*.*.*.*.*
و اما !! باز هم دو هفته از موعد ما گذشت و ... بازم گرفتاريها شد بهانه دير سر زدن به آشيونه دلامون و ... نگفتم كه بد شديم !!؟؟؟؟ آقاجونم بببخشيد ... بازم فقط نشستم و گفتم منتظرم ! بدون اينكه موعدمون و ميعادمون به يادم مونده باشه !! رسم عاشقي اين نيست كه موعد و ميعاد يادمون بره و فقط بشينيم و منتظر رسيدن پيامي از معشوق باشيم و بدون تلاش ، ظهور را فرياد بزنيم . كاش اينا رو بيشتر بفهميم ! عاشق بايد نفس كشيدنش هم با ياد محبوب و معشوقش باشه . بايد ثانيه ها به ياد محبوبش بگذرند . البته نه هر عشقي و نه براي هر معشوقي !!
در عشق تو ، حالی است که فانی شدنی نيست وصفش نتوان گفت ، حس غريب ، وصف شدنی نيست
سالهاست كه لحظه شماري ميكنيم و اميد اين داريم كه معشوق بي همتامون از ره برسه و اشك چشمامون رو نذر قدوم مباركش كنيم .. سالهاست صبح هاي جمعه ، ندبه گويان با زمزم اشک ، مژگان چشمان را آب و جارو مي کنيم ، تا مگر چشمان ناقابلمان قدمگاه محبوبمان گردد .
تمام تنم اگر امکان چشم گشتن داشت ... ....... ...... ....... اللهم عجل عجل عجل لوليك الفرج
نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |
آدينه اي ديگر
* نميدونم چرا متاسفانه از روز پنجشنبه ، براي درج متن و تصاوير مرتبط با مطلبم اروري مبني بر عدم درج توسط بلاگفا دريافت ميكنم كه تاكنون سابقه نداشته است !! شايدم به صلاحديد آقاي مهربونم ؛ اجازه به روز شدن وبلاگ رو نداشتم !! تا اينكه بحمدالله امشب موفق به ثبت مطلبم گرديدم البته بدون تصوير ؛ چون هنوز ارور مبني بر عدم ثبت تصوير وجود داره !! اصلا مگه بايد حتما تصوير باشه ؟!؟!؟ يا مگه تصاوير منقوش بر لوح دل رو بايد با چشم ظاهر ديد ؟ پس بدون تصوير مينويسم !! لطفا گيرنده هاي دلهاي پاكتون رو براي دريافت بهترين تصاوير متناسب با متن ، تنظيم نمائيد !
سلام بر مولاي مهربانم و سلام بر محبين مولايم (صلوات الله عليه و علي آبائه الطاهرين) ابتدا ايام رحلت پيامبر رحمة للعالمين ، حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) و شهادت سبط اكبر ايشان ، حضرت امام حسن مجتبي (عليه السلام) و نيز شهادت مولا علي بن موسي الرضا (عليه السلام) را خدمت تمامي همراهانم تعزيت و تسليت عرض مينمايم و اميدوارم سياهپوشيها و عزاداريهاي اين دو ماه از همه شما خوبان ، مورد قبول آستان حضرت حق قرار گرفته باشد . بحمدالله چند روز قبل ؛ امتحانات اين ترم هم با همه فراز و نشيبش تموم شد ، اما چه زود گذشت !! يعني اين لحظات عمرمونه كه داره فراتر از سرعت برق و باد ميگذره و يك تلنگري به ماست ! فقط يك ترم ديگه باقيمانده كه ازين بحر بيكران كلام گهربار معصومين (عليهم السلام) جرعه نوشي كنم و ... يعني تموم شد ؟؟ باور ندارم به همين زودي 4 سال سپري شد !! يادش بخير ! فتح باب وبلاگ نويسي ( بطور كاملا رسمي ) منم همزمان با آغاز تحصيلاتم بود ... البته قبلا هم قلم ميزدم هم در عرصه وبلاگ نويسي و هم نوشتن بر صفحات سپيد كاغذ ، اما شايد نه به اين رسميت !! بعد از آغاز تحصيلم ، انگار از يكسو كسب معرفت و از سوئي ديگر انتقال آن در قالب احساس و واژگان به ساير دلهاي مشتاق نصيبم شده بود !! * قربون حكمتهاي الهي * البته اين در كه به روي ما گشوده اند تا ابد باز است و اين اقيانوس هم همواره جوشان و ما هم هماره همچون تشنگاني كه هيچگاه سيراب نخواهيم شد ، ساحل آرام اين دريا را رها نخواهيم كرد . چرا كه آب اين دريا شيرين شيرين است و گواراي گوارا !!! هرچه ببشتر بنوشيم تشنه تر مي گرديم . ************** خلاصه بازم بايد عذر تقصير بخوام از محضر كليه همراهان هميشگيم كه همه جوره بنده حقير رو مورد لطفشون قرار دادن و اين مدت تعطيلي وبلاگ ، اونو تنها نذاشتن و ... باور كنيد خيلي گرفتار بودم ! درس و بحث كه به تنهائي راستش نه ، يعني كاش تا باشه ازين گرفتاريهاي تحصيلي باشه ! اما متاسفانه به هزار و يك دليل موجه و غير موجه ، واقعا فرصتم محدود شده بود . خلاصه هم شرمنده آقاي مهربونم (روحي له الفداء) شدم و هم شرمنده الطاف دوستان خوبم دلمم تنگ شده بود براي نوشتن دوباره ! *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.* آقاجان ! مدتهاست كه از دلم برايتان مي نگارم ، از دل صدپاره ام كه در كوچه پس كوچه هاي فراق به دنبال شفاي درد بي درمانش است . سالهاست هرچه گشتم داروي دردم را نيافتم . در به در ، آواره كوي حبيب بودم و در جستجوي طبيب ! آدرس شفاخانه اي را به من دادند ، راه شفاخانه را در پيش گرفتم ، شميم معطر داروي دردم را حس ميكردم . رفتم و رفتم و رفتم تا اكسير « محبت » را يافتم . عشق نيز با گرمي لبخندي زد و نسخه اي پيچيد و به من داد و در قلبم پنهان شد . آري ! داروي درد هجران ؛ انتظار است . انتظار و انتظار و انتظار ............................................ برخي خرده مي گيرند كه چرا فقط از روزنه ادبيات در مورد مولايمان مينويسي ؟ مي گويند : نوشتن متون ادبي و دل نگاره ها ديگر عادي شده اند و ملامتم ميكنند كه تو انتظار را در نوشتن فراقنامه معنا ميكني و ..... در جواب ميگويم : همه بضاعتم همين است كه بي ادعا بنويسم ازو كه به انتظارش زنده مانده و نفس ميكشم ! ميخواهم تا جان در بدن دارم از سويداي وجود براي يگانه محبوبم بنگارم !! البته هرچند هرازگاهي كه اجازه و توفيق يابم ، شيرين كلامي معطر به انفاس مسيحائي اهلبيت (عليهم السلام) زيبنده نوشتارم خواهد گرديد . آري ! خواهم نوشت تا سوي چشمانم ياري كند و خواهم نگاشت تا جوهر خونم قلم را مدد نمايد و ناله خواهم زد تا ضجه ام خاموش گردد و « عشق » از درونم به فرياد آيد . آي دلهاي عاشق ! بدانيد كه براي ديدار معشوق ؛ بايد از چشم سر و ظاهر ، نابينا شد تا ديدگان قلبي لايق ديدار محبوب گردند . نگار من ! كجائي ؟؟؟؟؟ چه نيكو با عاشقانت ، وعده كرده اي آن جمعه ديدار را ! گذشت و ميگذرد و من نيز همچون ساير دلدادگانت پير ميشوم اما ميترسم منم ....
زين پس جاي دعا در پايان متونم را خالي ميگذارم ، باشد كه مشمول بهترين دعاي خير ميزبان عزيزم گردم ! ... ... ... ... ... يا مهدي
نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |
|
|