نورٌ علی نور
|
|
خبری در راه است ! بسم رب المهدی
ما غرقه آبیم و چنین تشنه عجیب است در خانه خویشیم و غریبیم ، غریب است در عین وصالیـم و گرفتـار فراقـیـم ما ، دور ز یاریم ، ولی یار قریب است ******************************* اين سخن با كه توان گفت كه دوست در كنار من و من مهجورم ! آرى گمشده انسان همه جا و هميشه و در هر زمان با اوست ؛ ولى حجاب ها ، رخصت رؤيت را نمى دهد ، گرفتارى انسان در چنگال طبيعت ، مانع ورود او در كوى حقيقت است . تو كز سراى طبيعت نمى روى بيرون كجا به كوى حقيقت ، گذر توانى كرد ؟! آرى اى عزيز ! گمشده تو نزد توست ، بكوش حجاب ها را كنار بزن تا جمال دل آراي یار را ببينى و روح و جانت از او سيراب شود ، آرامش و سكينه واقعى را با تمام وجودت احساس كنى و جنود آسمان و زمين را در اختيار خود ببينى ! گمشده واقعى تو همان وجودى است كه تمام عالم هستى پرتوى از وجود اوست : « هُوَ الَّذى اَنْزَلَ السَّكينَةَ فى قُلُوبِ الْمُؤمِنينَ لِيَزْدادُوا ايمانَاً مَعَ ايمانِهِمْ وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ كانَ اللّهُ عَليماً حَكيماً » و نهایت اینکه : یک قدم روی نفس ؛ قدم بعد در کنار یار دلنواز ***************************** یک شب آتش در نیستانی فتاد *** سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ گفت آتش بی سبب نفروختم *** دعوی بی معنیت را سوختم زان که می گفتی نی ام با صد نمود *** همچنان در بند خود بودی که بود مرد را دردی اگر باشد خوش است *** درد بی دردی علاجش آتش است پس ابیات زیر رو بارها با خودم زمزمه کردم تا منم سکینه و آرامش رو با همه وجود احساس کنم : هان مشو نومید چون واقف نِه ای از سرِّّ غیب باشد اندر پرده ، بازی های پنهان غم مــخـــور حـال مـا در فـرقت جـانـان و ابـرام رقـــیــــب جمله می دانــد خدای حال گردان غم مخــور
الهی به ما بیاموز که بیاموزیم آموختن آمیختن با حلقه های محبت تو را یا صاحب الزمان یا مهدی مددنا هر غروب دلگیر آدینه ای که قفس تنگ دلهامون هوای باز شدن داشت و پرنده دلهای شکسته مون هوای پریدن ! میشه فریاد زد یا ابا صالح و نغمه رهائی سر داد . چه زیباست اون لحظه که از اعماق وجود ، فریاد بزنی : یا ابا صالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــح برای منم دعا کنید ای رهگذران کوچه تنهائی دل ! البته هر وقت دعا میکنیم ؛ برای دل آقامون (ارواحنا فداه) دعا کنیم که گشایش امر خودمون هم در فرج و ظهور ایشونه .... یادمون باشه مولای من ! دستان سپید التماسم را تا بلندای آسمان اجابت بالا برده و به ضریح دل پاک شما مولای آئینه دار آدینه های سبز انتظار ، دخیل می بندم تا شاید این دستان تهی نیز مشمول عنایت گردیده و با هدیه مرواریدهای سبز استجابت برگردند . اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |
محبت واقعی !! بسم رب المهدی المنتظر
ای پادشه خوبان ! داد از غم تنهایی !
ایام ؛ ایام جانسوز فاطمیه است و دلهایمان سیاهپوش و عزادار شهادت بانوی عالمین ؛ حضرت فاطمة الزهرا (علیها السلام) است . ضمن عرض تسلیت و تعزیت این ایام غمبار به محضر مولای مهربانم ؛ حضرت صاحب العصر و الزمان ، اباصالح المهدی (روحی له الفداء) و نیز عرض تسلیت به همه همراهان گرامی و بدلیل اینکه محوریت اهلبیت ، حول وجود مطهر طاهره مطهره ، حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها) می باشد ؛ موضوعی که مناسب دیدم را با ذکر یک حکایت از بحارالانوار علامه مجلسی ( رحمة الله علیه) خدمت همراهان عزیز عرضه میدارم . در زمان امامت حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) عده ای از شیعیان از راهی بسیار دور برای دیدار و زیارت ایشان به مرو آمده بودند و پس از رسیدن به منزل و محل اقامت امام (علیه السلام) دق الباب کردند و خادم حضرت در را گشودند ؛ آن جماعت عرض کردند : ما عده ای از شیعیان مولی الموحدین امیر المومنین جد امام علی ابن موسی الرضا (علیهما السلام) هستیم که از راهی بسیار دور برای دیدار ایشان آمده ایم ! خادم ؛ پیام را به امام (علیه السلام) ابلاغ فرمودند و امام در پاسخ فرمودند که فعلا کار دارم و ملاقات امکان ندارد ! خادم پیام امام را به مسافرین رساندند و فرمودند که آقا مشغول هستند و فعلا امکان به حضور پذیرفتن شما وجود ندارد . جماعت برگشتند و روز بعد هم مجددا به منزل حضرت رفتند و باز هم با همان پاسخ روز قبل روبرو شدند !! باز هم روز بعد و روزهای بعد تا 60 رو ( دو ماه ! ) و هربار هم با ادب خاصی می آمدند و تقاضای زیارت امام را عرضه میداشتند و هر بار با همان پاسخ خادم امام (علیه السلام) روبرو می گردیدند . شصتمین روز و بعد از شنیدن همان پاسخ خادم ، مودبانه عرضه داشتند که به آقا بفرمائید مگر ما چه خطائی مرتکب شدیم که آقا علیه السلام اجازه شرفیابی به محضر مبارکشان را به ما نمی دهند ؟!؟!؟ ما از راه بسیار دور آمدیم !!! خادم ؛ پیام را به حضرت ابلاغ فرمودند و برگشتند و به جمع فرمودند که آقا اجازه فرمودند به محضرشان بیائید ! آن جمع مشتاق که سر از پا نمیشناختند ، وقتی به محضر آقا رسیدند ، با اینکه هنوز اجازه نشستن نداشتند ، پس از عرض سلام ، متواضعانه و محترمانه عرضه داشتند : آقا مگر ما چه کرده بودیم که با اینکه از راهی بسیار دور آمده ایم اما این مدت با اینهمه اصرار ما اجازه نمیفرمودید که به خدمتتان رسیده و از دیدارتان بهره مند گردیم ؟!؟! حضرت فرمودند که آنچه بر سر انسان می آید ، بازتاب اعمال اوست و به زبان خودمانی یعنی : آقا (علیه السلام) فرمودند که : لابد خطائی کرده بودید که از دیدار ولی و اولیاء خدا محروم شده بودید !!! سپس رو به آن جماعت مشتاق فرمودند که شما این مدت که می آمدید فقط میگفتید که : ما « شیعه علی ابن ابیطالب » هستیم ! در حالیکه شیعه واقعی را نشناخته اید و نمیدانید و مقید به رعایت آداب شیعیان واقعی نیستید !! شیعه واقعی حسنین (علیهما السلام ) و سلمان و ابوذر و ... هستند ، شما ادعای شیعه بودن دارید در حالیکه متاسفانه مطالبات الهی را انجام نمیدهید ، حقوق الهی را بجای نمی آورید و مهمتر اینکه حق الناس را هم کامل رعایت نمیکنید !!! آن جماعت سر به زیر انداخته و شرمگینانه و با نهایت ادب و در کمال احترام عرضه داشتند که : بله یابن رسول الله ما ادعای زیادی داشتیم ؛ اما اکنون معترفیم که ما فقط از محبین شما هستیم !!!!! بمحض ادای این جمله ؛ حضرت از جای خود برخاسته و با نهایت احترام به میهمانان خود خوش آمد عرض نموده و به خادم خود نیز فرمودند : این گروه ، چند بار به درب منزل ما آمدند ؟!؟! خادم عرضه داشت : 60 مرتبه ! امام علیه السلام فرمودند : از جانب من به هرکدام از میهمانانم 60 بار سلام بده و خوش آمد بگو !! نکته بسیار ظریف اینکه : (( میهمانان در محضر حضرت بودند ؛ اما چون خلوص در نیت و گفتار و رفتار و حتی صداقت در ادعایشان داشتند ؛ بگونه ای خاصه و سوای از آداب میزبانی و میهمان پذیری ، مورد محبت و ملاطفت حضرت قرار گرفتند !! )) حکایت و روایت بسیار زیبائی بود و واقعا قابل تامل !! حال ما نیز ادعای منتظر امام زمان (روحی له الفداء) بودن رو داریم ! آیا فقط ادعا ؟!؟!؟ آیا امیالمون مطابق میل آقاست ؟ رفتارمون موجب جلب رضایت آقاست ؟!؟!؟ آیا از آنچه آقا ( عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسرور میگردند ما نیز خرسند میشویم و از آنچه موجب کراهت آقاست ، ما هم بیزاریم و دوری میکنیم ؟!؟!؟ تا چه حد تدین و توحید ما در پرتو حب اهلبیت و آقا صاحب العصر والزمان علیهم السلام است ؟!؟!؟ مگه نه اینکه محبت معصومین علیهم السلام ، تکمله دین و توحید است . امید است اگر در بیکران اقیانوس محبت معصومین (علیهم السلام) غرقه گشتیم و عاشق شدیم و ادعای عشق داشتیم ، یک عاشق به معنای واقعی باشیم ، چرا که یک عاشق واقعی ، جز معشوق را نمیبیند و جز رضای معشوق را نمیطلبد و جز مطابق میل معشوق و محبوب عمل نمیکند !!!
عاشق را دلی بی غش باید و سینه ای لبریز از شور آتش ... التماس دعا
نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی |
|
|