تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور






سلام علی آل یاسین 

 

بسم رب الجمیل

سلام علی آل یاسین

با " سلام " آغاز میکنم به یمن معنای سلام و برای سلامتی همه دوستانی که قراره از حالا به بعد ، من ( محب ) رو همراهی کنند.

و سلام بر مولای سبزپوش جمعه های انتظار

السلام علیک یا اباصالح المهدی

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد // ناخوداگاه به سمت تو تمايل دارد

 بي تو چنديست که در کار زمين حيرانم // مانده ام بي تو چرا باغچه ام گُل دارد ؟!

 شايد اين باغچه ده قرن به استقبالت فرش گسترده و در دست ، شاخه های نرگس و گلايل دارد

 

 

من« محب » هستم و همانگونه که « ملتمس دعا » در پست قبل هم اشاره کرده بود ؛ قراره تا مدتی به روز کردن اینجا بعهده من باشه !! اما نمیدونم از عهدش ( عهده اش !) برمیام یا نه ؟!

البته از خدا میخوام که کمکم کنه و توفیق بده / شما هم دعام کنید.

ازین به بعد قراره یعنی میخوام از (0) شروع کنم و دعا کنید بتونم از صفر ، پله پله به بینهایت برسم و انشالله هممون با هم به نقطه اتصال (بینهایت) برسیم .

 راستی تا یادم نرفته حامل پیام ملتمس دعا هم هستم براتون ! توجه بفرمائید لطفا !:

ان شاءالله زین پس تا مدتی ؛ ارسال مطلب و به روز کردن و آپ شدن وبلاگ بعهده همراه صمیمیم

« محب » خواهد بود و از نوشته ها و مطالب ایشان استفاده خواهید نمود .

 

متشکرم محب جان !! موفق باشی

 ملتمس دعا

چشم ملتمس دعا جانم ! دعا کن بتونم از عهده مسئولیتم بنحو شایسته بربیام .

خب اینم از ابلاغ پیام ملتمس دعا و اما اما اما امروز جمعه

میدونید دستم به نوشتن نمیرفت چون ... ( ببخشید چونش خصوصیه !) آخه امروز ؛ برام یک پایان زیبا و یک آغاز زیباتر از پایان بود و ... البته چرائیش رو هم به قول ملتمس دعا : بگذریم

اما مرددم که با چی و چجوری شروع کنم !؟!؟ آخه راستش سخته  

چهل منزل ؛ صبر گذشت // چهل منزل ؛ هجر گذشت

و چهل منزل ؛ زیبایی ؛؛ زیبائی ؛؛ زیبائی طی شد و ...

ولی بازم بقول ملتمس دعا اینجا جای حرف دله و باید راحت باشم ! منم راحتم یعنی سعی میکنم راحت باشم اما فقط اینو بگم که ملتمس دعا راست میگفت ! واقعا اینجا خودمون نیستیم که مینویسیم ... دلمونه که فرمانرواست و ما میشیم فرمانبردار !! حتی دلمون هم فرمانبر دلداره !!

حقیقتش وقتی تصمیم به نوشتن برای اولین بار در اینجا گرفتم انگار حس میکنم همه وجودم بیش از پیش ، خلاصه در وجود کسی شده که لحظه ای رو هم بدون او و حضورش نمیتونم تصور کنم .

محبوب من آسمونیه ! بی نظیره ! بی مثاله ! نمیدونم .. !!

«« روحی و نفسی له الفداء »»

(این روایت دلداریه که دیدمش و احساسش میکنم ؛ چه رسد به دلداری شناخته شده اما پنهان !) ...

 

خب برای حسن آغاز کلامم و مطابق قولی که به ملتمس دعا دادم که حرف دل رو اینجا بگم میخوام از آشنائیم با یک عزیز روایت کنم // ابن آشنایی به سالها قبل برمیگرده و شایدم ریشه در ابدیت داره !

آخه وقتی دل به دلدار بسته باشه ؛ « دل » جز حکایت « دلدار » چی میتونه داشته باشه ؟!؟!

میخوام از پیوند دلها و ارواح بگم ؛ راستش میخواستم از کسی که سالهاست دلم با دلشون پیوند خورده براتون بگم ؛ شاید این حرفا حرف دل ملتمس دعا هم باشه ؛ آخه من و ملتمس دعا اولین بار ؛ جمکران با هم آشنا شدیم و ایشون هم چون از اهالی دیار عشقند واسطه دلهای ما دو تا به کعبه دلهامون یعنی جمکران هستند .. اما پیوند من و اون دلدار عزیز یه پیوند ناگسستنیه !! چون حتی شاید عمق این محبت رو ملتمس دعا هم نتونه درکش کنه ... بقول ملتمس دعا بازم بگذریم .

و اما البته از خصائل نیکو و خوبیهای اون عزیز هرچی بگم کم گفتم و قطعا حق نعمت ادا نمیشه ؛ تازه خودشون که راضی نیستن من به بیان حتی ذره ای از خصائلشون بپردازم ، اما مطابق تصمیمم میخوام اولین مطلبم در اینجا توصیف اندکی ( قطره ای از دریا ) از دلدار باشه .... همین !!!

چکار کنم ذاتا یخورده سمجم ببخشید .. ملتمس دعا از میزان سماجت من خوب آگاهه 

 

دید مجنون را یکی صحرا نورد

در میان بادیه بنشسته فرد

ساخته بر ریگ ، ز انگشتان قلم

می زند حرفی به دست خود رقم

گفت : ای مفتون شیدا ، چیست این ؟

می نویسی نامه ؟ سوی کیست این ؟

 

*************

گفت : شرح حسن لیلی می دهم

خاطر خود را تسلی می دهم

نیست جز نامی از او در دست من

زان ، بلندی یافت قدر پست من

 

***************

فکر کنم همه احساسم رو از دلدار ؛ در قالب این ابیات به تصویر کشیده باشم و بیت آخر هم :

 

میان خیمه لیلی و خیمه مجنون

مسافتی است که چون طول آه ؛ کوتاه است

 

 البته فکر نکنم یعنی واقعا نمیشه که حال دل و دلدار رو بشه با کلمات توصیف کرد .. اما حتی

همین احساسش هم نعمت بزرگ ارزشمندیه که لایق سپاسگزاری آن نیستم !

 

بر هر نعمتی شکری و بر هر شکری ؛ شکری دیگر واجب است !!

 

و بالاخره اینکه آنچه که باعث ایجاد کشش و ارادت هرچه بیشترم نسبت به ایشون شد ؛ میتونه در این سخن خلاصه بشه که :

 

شوق رفتن نيست کس را درمسير/ ورنه راه عشق آسان است و مقصد دور نيست

 

خب دیگه نمیگم ؛ چون بقیه رو فقط میخوام بین خودم و دلم و دلدار باشه !!!

 

هرچند این چند جمله در وصف حال دل ، کاهی بود در مقابل کوه !! کوه فضائل نیک اون عزیز 

 اما خدا رو شکر که مجالی پیدا شد که اینجوری راحت حرف از دل بگم . 

ممنون از ملتمس دعا که به من اجازه داد اینجا با گفتن کمی از حرفای ناگفته ام سبک بشم .

 

اما راستش این سلسله مباحث را بنا به دلایلی ، ان شاءالله بعد از مدت مدیدی شاید توفیق بشه و مجال ادامه دادنش رو پیدا کنیم .

 البته درسته که منم مثل « ملتمس دعا » متاسفانه فرصت آزاد زیادی برای به روز کردن سریع ندارم و ازین بابت از کلیه بازدیدکنندگان عذر میخوام . اما خب سعی میکنم همراه خوبی باشم !! و هر هفته یا اگه نشد هر ازگاهی مثل ملتمس دعا و مطابق با عهد اون با مطالب ""مهدوی ""در خدمتتون باشم .

 

الهی ! چنان کن سرانجام کار ....... تو خشنود باشی و ما رستگار

 

الهی آمین یا رب العالمین

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

نویسنده :

:: محب ::

 

التماس دعا

راستی ! ملتمس دعای ما رو هم از دعای خیر خود فراموش نکنیدا .

 

 یا مهدی

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |

 

 

      بسم رب العظیم

        

      

          هر که شد محرم دل ؛ در حرم یار بماند ... و انکه این کار ندانست ؛ در انــکــار بماند

             از صدای سخن عشق ؛ ندیدم خـوشتر ... یادگاری کــه در این گنبد دوار بـــمانــد

 

                   غروب آدینه ای دیگر است و باز هم چشمانی اشکبار که هنوز خیره به جاده انتظارند و ...

 

              السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

             گوئیا مدتیست آمده بودم تا بنویسم از دل خودم ؛ از دل شما

از همه دلهايي که در تاب و تبند و در اشتیاق براي آسماني شدن !!

از دلهايي که اسير و در بندند و دلهايي که پر از عشق و شورند .

یا دلهايي که زنگار گرفتند و بدنبال زنگار زدائی دل سرگشته خویشند .

از دلهايي که گم شدند یا گمشده دارند و بد جوري دنبال خودشان ميگردند !

دلهايي که خسته اند و دلهايي که دوست دارند دل بمانند !

دلهايي که خلوتشان غبار گرفته و دلهايي که از غم هجران ؛ بغضی پنهان دارند .

از دلهايي که ممکن است گرفتار شب شده باشند

و مهمتر از همه ؛ دلهايي که خودشان را نذر کردند !!

دلهايي که چشم انتظارند و دلهايي که از هجران ؛ طاقتشان طاق شده

و شاید هم دلهايي که با آسمان غريبند !!!!!!!!!!!

دلهايي که گاهي ميلرزند و گاهي ..! و اصلا دلهايي که شاید گاهی يادشان نیست که دل هستند و ..!

از دلهايي که بي دل شدند یا دلهايي که دل توی دلشان نيست

و

نهایتا از دلهايي که پر از خدا شدند

!!!!!!!!!!

...

 

این پست را بنا داشتم مختصری در حد تجربه در مورد شرط « ثبات و پایداری » در ره منزل عشق در مسیر منور عرفان و سیر و سلوک ، کلامی چند با خوبان در میان گذارم ؛ اما قبلش لازم دیدم در همین اوایل سال جدید جهت ادای احترام به محضر والای اساتید ارجمند در این مسیر پرفراز و نشیب سیر و سلوک و عرفان ؛ اندکی از فواید و برکات بهره مندی از محضر اساتید شایسته در مسیر عرفان را ذکر نمایم ... چون اولین مرحله از گام نهادن در مسیر منور سیر و سلوک ؛ یافتن استاد راهی اصلح و شایسته است که از آن به عنوان « خضر راه » تعبیر میگردد . نقش استاد در سیر و سلوک بسیار تعیین کننده است و عرفا به آن تأکید فراوان کرده‏اند . بدون داشتن استاد و ناآگاهانه قدم نهادن در مسیر سلوک میتواند آفت‏هایی برای انسان داشته باشد که گاهی جبران‏ناپذیر است .

هرچند گاهی با عدم دسترسی به استادی شایسته نیز میتوان با تمسک به کلام ارزنده الهی و توسل به معصومین علیهم السلام و با پایبندی بر اعمال و عبادات ؛ و با نیتی خالصانه و تنها با مدد از هدایت الهی ، این مسیر را  تا حدودی طی نمود .

اما با توجه به خطیر بودن و پیچیدگی و فراز و نشیب این راه ؛ وجود راهنما و بتعبیری همسفر دل و دلیل راه یا همان استاد اخلاق و عرفان که خود نیز عامل به دستورات الهی – اسلامی باشد ؛ میتواند همراهی ارزنده و ذی قیمت به حساب آید که در این راستا

 

امام علی(ع) در خطبة 105 کتاب شریف نهج البلاغه به روشنی می فرمایند :

" أیّها النّاس استصبحوا من شعلة مصباحٍ واعظٍ متّعظ ؛

"  ای مردم! چراغ دل را از شعلة گفتار واعظی با عمل ، روشن سازید " .

 

لازم به تذکر است که نه استاد راه این مسیر به سادگی بدست می آید و نه هرکسی هم شایستگی استادی این مسیر پرفراز و نشیب را دارد !! یعنی سالک و طالب باید در انتخاب استاد ؛ بسیار سختگیر باشد . همچنین بدون عنایت خاصه الهی و توفیق رحمانی ؛ این فیض ربانی نصیب هر کسی نمی گردد که لیاقت بهره مندی از محضر اساتید را داشته باشد !!! چرا که این نعمت ؛ تنها در سایه خلوص کامل و درخواست قلبی از حضرت حق جهت هدایت باطنی حاصل می گردد و نعمت بهره مندی از کلام حکیمانه استاد این راه و عمل به این سخنان ، موهبت عظیمیست که باید در حفظ آن بسیار کوشید . فلذا ابتدا توفیق در حصول به هدایت معنوی و کشف حقیقت ؛ سپس یافتن همراهی معتمد و شایسته !!! که یافتن هر دو ( سعادت و استاد هدایت ) الطاف الهی است و بس !!

 

و البته در اینجا مدد میگیرم از کلام معصومین علیهم السلام که بهترین اساتید این راه می باشند و چه نیک فرجامی دارد رهیابی به این وادی و ادامه این مسیر با بهره گیری از کلام و سنت و روش ائمه معصومین (علیهم السلام) و نوشیدن از جام گوارای مِی همیشه جوشان کلام اهلبیت (علیهم السلام)

بعنوان سرچراغی ؛ حدیثی ارزنده از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) را در مورد حکمت و صاحب کلام حکیمانه پیشکش محضر خوبان همراه مینمایم :

 

قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) :

" كلمةُ « حكمةٍ » سَمَعَها المُؤمن فَيَعْمَل بها خَيرٌ من عبادة سنةٍ "(1).
سخن حكيمانه‌اي را كه انسان مؤمن مي‌شنود و بدان عمل مي‌كند ؛ به مراتب از عبادت يك سال برتر است .

(1)    سفينة البحار: ج1، ص292.

  

با توجه به مضمون این حدیث ارزشمند میتوانیم به ارزش کلام و گفتار نیکانی که تنها توسط یک آشنائی هدایت شده و غیر اتفاقی ! توفیق همراهی و مصاحبتشان نصیب انسان میگردد پی ببریم .

استاد این راه مسیر عرفان ؛ که شامل عرفان نظری و عرفان عملی است ، همانگونه که از پیچیدگی این مسیر بنظر می آید باید علاوه بر اینکه شیعه و مومن واقعی و  پایبند به تقوای الهی باشد ؛ دارای این ویژگیها نیز باشد :

 

1 – دارا بودن علم و آگاهی ؛ 2 – اطلاعات علمی لازم در این مورد و ترجیحا آشنائی کامل با علوم حوزوی و علوم اهلبیت علیهم السلام ؛ 3 - تجربه کافی ؛ 4 – صبر و حوصله ؛ 5 – آشنائی با روان شناسی و روحیات افراد و ...

 

ادامه دارد ...

ضمنا " انشاءالله از پست بعدی میهمان دلنوشته ها و دلگویه های همراه همیشگیم " محب " خواهید بود که از تجربیات خود در این مسیر با شما سخن خواهد گفت ...

خواهشمندم ملتمس دعای حقیر رو هم عفو بفرمائید ، تابحال و طی این مدت هر خوبی که هیچ ( خوبی ) ندیدید اما بدیهام رو به دیده اغماض نگریسته و کوتاهیهایم را به بزرگواری خود ببخشید و از نفحات دعای خیر خود فراموش نفرمائید ...

 اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |

یا مقلب القلوب و الابصار ... 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

 

 

امام صادق (علیه السلام) :

 

« و ما مِن یَومِ نَیروزٍ الّا و نَحنُ  نَتَوَقَّعُ فیهِ الفَرَجَ لِانَّهُ مِن ایامِنا و ایامِ شیعَتِنا »

هیچ نوروزی نیست مگر آنکه در آن روز ما منتظر فرج هستیم ؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست .

 

 میزان الحکمه ج 9، ح 14609

 

امشب در اولین شب آدینه سال جدید هستیم و یک 365 روز دیگه بدون او گذشت !!

هرچند او بود و هست ؛ اما فی الواقع ما غائبیم !!

 

باری ! 365 روز دیگر چشمهایمان به جاده انتظار خیره ماند و ....

 

و اما ؛  هر پایانی نوید آغازی دوباره است ؛ مخصوصا این آغاز که از جنس نیاز است و اگر حسن آغازی نیک داشته باشیم ؛ محققا فرجامی نیک تر نیز در پی خواهیم داشت !!

 

نوروز امسال یعنی اولین روز سال ؛ دقیقا مصادف شده است با میلاد پیامبر مهربانیها ؛ حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و چه آغازی نیکوتر از چنین شروعی مبارک !؟!؟

 

با عرض تبریک فرارسیدن ربیع طبیعت در ربیع ولادت ؛ ضمن عرض سلامی ویژه به محضر مولای آئینه دار آدینه های سبز انتظار ؛ همچنان آرزوی همیشگی خود را زمزمه میکنیم :

  

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

اميد كه بهار كنوني ؛ ربيع الانام و نظرة الايام ظهور مهدي فاطمه (عج)  باشد .

 

***********

 

خواستم موضوع بحث این پست کلا مربوط به مناسبت ( سال جدید و ... ) باشد ، اما هرچه کردم نتوانستم از ادامه مباحث قبل چیزی ننگارم ... و مناسب دیدم این جمله زیبا را بعنوان عیدی به همه همراهان عزیز تقدیم نمایم :

 

تا آسمان راهی نیست ؛ اما تا آسمانی شدن راه بسیار است ...

 

گر سر مقصود دارى ؛ مو به مو جوينده شـو
گر وصال گنج خواهى ؛ سر به سر ويرانه باش‏

 

پروانه وقتی به نزدیک شمع حقیقت رسید ....

این بحث در صورت عطای توفیق الهی همچنان ادامه دارد

 ......

 

دلنوشته زیر نیز که با ترنم اشک مصفا گردیده است را تقدیم به بهترینم می نمایم ؛ باشد که قبول افتد !

 

ای مهر بیکران ! ای مهربان ! خود به من محبت را آموختی ! و من وقتی که بیایی ؛ محو جمال بی مثالت خواهم گردید و از سویدای وجود و با سکوت خواهم گفت آنچه را که ناگفتنی بود !!


در موعد ظهور ؛ شعری خواهم سرود که در آن محبت موج بزند و گلها همه پروانه شوند و پروانه ها شمع گردند و شمع ها همه سرشار از سوز عشق !!

و آنگاه چه ساده خواهم گفت که آسمان شبهای تار فراق ؛ گر چه بی تو تاریک بود و بی نور ؛ اما اگر  ستاره ای هم داشت ؛ خالصانه میگفتم  :همه تقدیم تو باد .

 

یعنی آیا میشود امسال ، سال ظهور باشد و چشم انتظاریها به پایان رسد ؟!؟!؟

 

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

بـــه پـــیام آشـــنایان بـــنــــوازد آشـــنـــا را

 

چه قیامتست جانا که به عاشقان نـــمـودی

دل و جـــان فــــدای رویـــت بنما عذار ما را

 

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی |