تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور






آخرین شب جمعه جمکرانی و خاص امسال !! 

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

به نام توست روزهای هر هفته ، ولی نمی دانم

چرا درون دفتر شعرم مدام جمعه را نوشته ام !!!!!

 نمیخواستم امروز آپ کنم ؛ یعنی راستش اصلا فرصت نداشتم .... مدتیه که کمتر فرصت میکنم حتی خودم به اینجا سربزنم !! اما انگار وقتی آقا (روحی له الفداء) امر بفرمایند دیگه من و ما کی هستیم که .... !!!

 

صد قافله دل ، به جمكران آورديم *** رو جانب صاحب الزمان (عج) آورديم

ديديم كه در بساط ما آهي نيست *** دامن دامن ؛ اشك روان آورديم

 

خوشا به حال مسافرین جاده سه شنبه شبهای قم و  خوشا بحال زائرین شب جمعه های جمکرانی

 

آنان كه به جمكران ؛ صفا مي‌بينند *** در خلوت دل ، نور خدا مي‌بينند

عشّاق دل افروخته در پرده اشك *** بي‌پرده تو را ، تو را ، تو را مي‌بينند

 

آقاجون !! آقاجون !! آقاجون ....

 

دلم بدجوری هوای جمکران و گنبد فیروزه ای و .....

 

مخصوصا التماس دعا

 

 یا مهدی ادرکنا

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی

صداقت ! 

 

بنام مهربانترین مهربانان

 

 

در ادامه سلسله مباحث پیرامون « عشق » و « وادی عرفان » این پست رو هم اختصاص دادم به پیگیری مطالب قبلی و  اینکه یک عارف واقعی یعنی کسی که به جدّ و مصمم ؛ تصمیم به گام نهادن در مسیر سیر و سلوک الی الله گرفته باید ابتدای امر ؛ خودش چه (( شرایطی )) رو دارا باشه تا لایق حضور در این مسیر منور گردد ؟!؟!؟!؟

 

اکنون به ذکر شرط بعدی جوینده و رهرو این راه ؛ بعد از شرایط اصلی که « ایمان » و « نیت » و « ثبات و استواری » در این مسیر است ، می پردازیم یعنی صداقت در نیات و گفتار و کردار !!!  

البته « صدق » به همراه « یقین » که در پست قبل بدان اشاره گردید .

آخه این راه همانگونه که شاعر هم بدرستی گفته که :

 

در ره منزل « لیلی » که بسی خطرهاست در آن

شرط اول قدم ؛ آن است که « مجنون » باشی

 

دارای پیچ و خمها و صعب و سختیها و دشواریهائیست که باید فقط « عاشق » بود و لبریز از « عشق » !! عشقی توام با یقین ! چرا که بدون داشتن این زاد و توشه ؛ هرگز توفیقی در این راه حاصل نخواهد گشت !!

 

البته این جنون را به جنون امروزی که متاسفانه الان هر کی از راه میرسه میگه مجنونم ؛ ربط ندید !!

آخه لیلی الان هم متاسفانه اون لیلی واقعی نیست که براحتی کسی ازش صحبتی به میان بیاره !!

 

البته میشه بیت بالا رو هم اینجوری سرود :

 

در ره منزل « عشق » که بسی خطرهاست در آن

شرط اول قدم ؛ آن است که « صادق » باشی !!

 

 

در ابتدا یک سوال می پرسم !!

سه نفر رو فرض کنید که حامل خبری باشند ؛ البته هر سه نفر هم به صداقت مشهورند و قابل وثوق و اعتماد !! اما از بین اونها بنظر شما با توصیف خبر زیر ؛ کدومشون " صادقند " و کدومشون " صادقتر " و کدامیک هم « صدّیق » یعنی بسیار راستگو ؟!؟!؟!؟!؟!؟

 

معیار سنجش میزان صداقت و راستگوئی آنها هم :

« خبر دادن از آتشی است که مثلا فلان جا را احاطه نموده است !! »

 

فرد اول ؛ تقریبا در فاصله دورتری از محل وقوع آتش سوزی است و فقط دودی را از دور مشاهده میکند ؛ البته دودی که شرائط وقوع آتش را داراست !!

فریاد می زند : آتیش !! آتیش !!

 

فرد دوم ؛ به محل آتیش سوزی می رود و علاوه بر مشاهده دود این آتش ؛ از فاصله نزدیکتر ، اندکی هم از حرارت و گرمای این آتش را احساس میکند .

و او هم فریاد می زند : اینجا آتیش گرفته !!! آتیش !!!

 

و اما فرد سوم ؛ کسی است که در میان شعله های آتش دست و پا می زند !! دقیقا در میان شراره های سوزان آتش است و با تمام وجود ؛ هرم و حرارت واقعی این آتش را از اعماق وجود حس میکند ؛ او هم ؛ اکنون فریاد می زند :

سوختم !!!! سوختم !!!! سوختم !!!!

 

بنظر شما کدومشون صدّیق اند ؟!؟!؟ یعنی راستگو ترین !!

 

قضاوتش با خودتون !!

فقط این نکته رو همیشه به یاد داشته باشیم که :

 

کسانی رو که خدا لایق هدایت دیده و به این نعمت و موهبت عظیم ؛ آنها را متنعم فرموده ، دیگر آینده را تاریک نمی‌بینند و مسیر را نامشخص نمی‌پندارند و زحمات و سختیهای خود را بر بادرفته‌ نمی‌انگارند ؛ بلکه در چهرۀ زمان ؛ مدینۀ فاضلۀ حقیقی را شهود می‌کنند و با این نگاه ، شور و شوقی وصف‌ناشدنی به آینده در خود احساس می‌کنند و در پی اطلاعاتی روشنگر در این زمینه می‌روند و برای دست‌یابی بدان ؛ منبعی بهتر از وحی نمی‌یابند و راهی مطمئن‌تر از مراجعه به قرآن و عترت نمی‌شناسند و در طی این مسیر با توشه صداقت و یقین ، جز به نیکان ؛ تکیه و اعتماد نمی کنند !!

 

شيشه عطر بهار لب ديوار شکست و هوا پر شد از بوي خدا ، همه جا آيت اوست .

ديدنش آسان است ، سخت آن است كه نبيني او را !!!

 

ادامه این مباحث و مروری بر شرط « ثبات و پایداری » در طی این مسیر ، ان شاءالله در مجالی دیگر

 

بدرود و التماس دعا

 

یا مهدی ادرکنا

 

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |