نورٌ علی نور
|
|
تجلی عشق !! بسم رب الحسین السَّلاَمُ عَلَيْک یا أبا عَبدِالله وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لا جَعَلَهُ الله آخِرَالعَهدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلِیِّ بنِ الحُسَین وَ عَلی أولادِ الحُسَین وَ عَلی أصحابِ الحُسَین . قبل از خلقت ؛ از من پیمانی گرفته شد در ازل و عهد بستم بر پایبندی بر آن تا ابد ! آن پیمان ازلی و ابدی « عشق » نام داشت و از همان لحظه خلقت تا كنون در حسرت لمس قدوم ملكوتي عشق بوده و هستم . همان عشق كه خداوند حکیم ، هستي را و من را برايش و او را برای ما خلق نمود ! هرچه میگذرد ؛ میبینم اين حسرت جانسوز ؛ امانم را بريده است ... صدای بال ملائك که حامل « عشق » بودند را میتواستم احساس کنم ! سعي مي كردم به لطافت بال فرشته ها اكتفا كنم ؛ چرا که میدانستم حقيرترين هستي را تمنايي اين چنين نشايد ! اما چه كنم كه دل ؛ بي تابي مي كرد و مرا هم حيران كرده بود ! نرمي قدم هاي فرشتگان را بيش از پيش حس مي كردم ! پس از اینکه هاله ای ازین عشق را یافتم ؛ گريستم آنقدر كه وجودم آب شد ! دريايي بودم از خاك تمنا به زير پاي اقيانوس عشق !
و هر بار تا آمدم از « عشق » بگویم ؛ گذر ایام ؛ مرا راهی حوالی کوچه محرم و عاشورا می نمود ! آری باز هم محرمی دیگر از راه رسید و صدای کاروان عاشورائیان را به گوش جان میتوان شنید و شمیم معطر حدیث « عشق » را تنها در رستخیز عظیم عاشورا و در صحنه کربلا میتوان استشمام نمود ! آنجا که « عقل» در برابر « عشق » به زانو درآمد تا حادثه ای ماندگار رقم بخورد !! مسیر جدال عقل و عشق ؛ ز راهی نمایان شود
.... ... .... اگر خوب ؛ گوش دل باز کنیم ؛ میشود پژواک ندای « هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی » سیدالشهداء (علیه السلام ) را از اعماق وجود دریافت نمود . و اگر خوب ؛ چشم دل باز کنیم ؛ شاید و شاید و شاید بتوانیم معنای جمله سرشار از زیبائی پیام رسان حماسه کربلاء ؛ حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) را درک نمائیم ... « ما رَأیتُ إلّا جَمیلاً »
خوب میتوانیم اشکهای زلال و ناله های سینه سوز مولای موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) را در رثای جد بزرگوارش ؛ مولانا الحسین (علیه السلام) دید و شنید و احساس کرد !! رمز این شیدائی عشاق ابی اعبدالله (علیه السلام) چیست ؟؟؟؟ گوش کن !! ضجه فرات ؛ عالم را ديوانه كرده بود و همه با او همنوايي مي كردند ! آری ! فرات هم عاشق بود به عشق یگانه معشوق عرش و فرش ؛ همان معشوقی که 57 بهار را بیشتر میهان زمینیان نبود و آسمان ؛ افتخار میزبانی دردانه هستی را کسب نمود ...... اسب و غبار و خیمه و نیزه و آتش و خون و خاک و افلاک ؛ همه عاشق بودند بر قهرمان حماسه عظیم عاشورا ؛ و این حماسه ساز عاشورائی نیز خود ؛ تنها عاشق بود بر صاحب و خالق عشق ! عاشق بود به معبود ازلی و ابدی ! عاشق خداوند بود و بهانه این وصل ؛ او را از « کعبه » به « کربلاء » فراخواند تا رسالت عظیم « عشق » به انجام رسد !! پس عاشورا جز « تجلی عشق » نیست !! هنوز هم در فاصله بین ازل تا ابد هستیم و عشق را فریاد میزنیم ؛ همان حقیقت همیشگی را . آری ! انتظار ؛ امتداد عاشوراست .
اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج از همه عاشورائیان ؛ التماس دعای فراوان دارم
نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی |
|
|