تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور






عرفات و عرفان و شور و شعور 

 

بنام او که حکیم است

 

 

این صبح ، این نسیم ، این سفره‌ی مُهیا شده‌ی سبز ، این من و این تو ، همه شاهدند که چگونه دست و دل به هم گره خوردند ... یکی شدند و یگانه….  چه زیبا شده این موعد و این آستانه
تو از آن سوی آمدی و او از سوی ما آمد ، آمدی و آمدیم.
اول فقط یک نسیم بود . یک هوای نشستن و گفتن . یک لحظه خوش گریستن و خواستن

 

بعد از مدتها دروی ازین آشیانه دلنوشته های الکترونیکیم ؛ این پست را با توجه به ایام تشریق و در آستانه روز عرفه و گاه نیاز به آستان بی نیاز ، مناسب دیدم به پرداختن به موضوعی که شاید یا به آن کمتر فکر کردیم و یا شاید اصلا متوجه آن نبودیم و آن است که :

 

چگونه نعمت « کثیر الرجوع » یا « دائم الرجوع » بودن خداوند را سپاس گوئیم ؟؟؟؟ و یا اصلا چگونه متوجه دوری خود از خداوند و روی نمودن خدا نسبت به خودمان میشویم ؟!

یا اصلا هیچگاه متوجه شدیم ؟؟!!

بله بارها پیش آمده و قطعا هم خود تلنگری بوده است برای بیداری ما و بیداری دلهای خفته مان !

 

شاید بارها برای هر کدام از تک تک ما بندگان ؛ این اتفاق پیش آمده که مثلا تحت تاثیر یک اتفاق یا یک مصاحبت ارزشمند با یک اهل دل یا یک سخن حکیمانه از جائی شنیدن مثلا از رسانه ها و یا هر گونه کلام یا اتفاقی که باعث دگرگونی و ایجاد تکان و حرکت معنوی در وجودمان شده باشد ؛ حس کنیم که باید به خود آئیم و حرکتی و جنبشی ؛ چرا که فرصت دو روزه دنیا را نه به این دلیل که خود بگذرد ؛ بلکه بدلیل چگونه گذراندن و چه پیش فرستادن به ما عطا کرده اند .

 

این بار هم یک پیام از سوی یکی از بندگان صالح خدا به دستم رسید که بدجوری دگرگون شدم .

سه شنبه شب ؛ پیامی بدین مضمون به دستم رسید :

ان شاءالله در عتبات دعاگویتان خواهم بود .... حلال کنید .

اولش که خشکم زد و برای یک لحظه از خود بیخود شدم ... ازین عالم که اسیرم کرده جدا شدم .... دوباره این پیامک را خواندم و بارها و بارها خواندم ... گفتم خدایا پنجشنبه عرفه است و یک عده پرنده سرزمین نورانی عرفاتند و یک عده هم پرنده آسمان آبی عتبات !!

 

 

دلم شکست ؛ خیلی هم داغون شدم . به خودم بازم تلنگر زدم که ای بنده ؛ تو کجای این مسیری ؟ روی زمینی ؟ بین آسمان و زمینی ؟ معلق ؟؟ چقدر خدا را به یاد داری که خدا اینگونه تو را به یاد بنده هائی می آورد که ..... اشک پهنه صورتم را پوشاند .... یادم به شبهای جلیل القدر « قدر » افتاد ... مگر نگفتند که اگر کسی لیالی قدر را دریابد و لایق عفو و رحمت الهی نگردد ؛ یک فرصت دیگر هم دارد و آنهم روز عرفه و نیایش عارفانه دعای حضرت سید الشهدا (علیه السلام) است ؟

مولای عارفان و عاشقان ؛ حضرت حسین ابن علی (علیه السلام) در دعای عرفه چه گفت که حاجیان همه گریانند ؟ آری !! صحرای عرفات ، کلاس درس امام حسین (علیه السلام) است . کلاس شناخت و خود سازی و هدایت و تهذیب و تزکیه .

 

اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذي لَيسَ لِقَضائِه دافِع وَلا لِعَطائِه مانِع وَلا كَصُنعِهِ صُنعُ صانِع

 

مولا امام حسین (علیه السلام) در روزعرفه ، در حالیکه حالت مبارکشان دگرگون و وجودشان سراسر دعا و نیایش و اشک بود ؛ دستان مبارک را رو به سوی معبود بلند نمودند و پس از حمد و سپاس خدای قادر و مقتدر ؛ اینگونه عاشقانه راز و نیاز کردند : پروردگارا ! این توئی که کرامت فرمودی ، فضیلت اعطاء كردی ، تویی که فضل خود را به اتمام رسانیدی ، تویی که روزی عطا فرمودی ، تویی که سرمایه ام دادی ، تویی که پناه دادی ، تویی که از گناه بازداشتی ، تویی که گناهان را پوشانیدی ، تویی که گناهان را بخشیدی ، تویی که عذر پذیرفتی ، تویی که پشتیبان بودی ، اما اکنون من که هستم خدای من ؟!؟!؟!

 

یادم آمد که با چه حال زاری ؛ شبهای قدر خواستم و خواستم و خواستم ؛ اما .... حالا هم همه امیدم به روز عرفه امسال است و .... به لطف خدا امسال هم مثل سالهای قبل ؛ هم در عرفات و هم در عتبات دعاگو دارم ؛ اما خودم چقدر به فکر خدای عرفات و عتبات هستم ؟؟؟؟ اینجا که رسیدم ؛ همراه با نوازش و لطافت اشک ؛ شمیم معطر نرگس گونه سرزمین عرفات را با همه وجودم حس کردم و از خدا خواستم که ان شاءالله بتوانیم حس حضور در مشعر شعور را نیز درک کنیم ... ان شاءالله

 

پیشاپیش عید سعید قربان را نیز به کلیه همراهان صمیمی ؛ تبریک و تهنیت عرض می نمایم .

 

از همه عزیزانی که گوشه گوشه دلهای پاکشان ؛ عرفات است و محل عرفان و معرفت ؛ عاجزانه تمنا دارم که به جان مولا (عج) زیر باران زلال عرفه ؛ همراه با هر قطره از زمزم زمزمه دعای عرفه ؛ این کویر خشکیده و بیابان زده محتاج به دعا را هم فراموش نفرمایند .... التماس دعای خیلــــــــــــــی مخصوص

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی |

>:>: محبت :>:> 

 

بنام خدای سبحان

 

 

در آستانه آدینه ای دیگر ؛ دست ادب بر سینه گذارده و از اعماق وجود ؛ سلامی از جنس نیاز عرضه میداریم به محضر مولای منتظر ؛ مولانا صاحب العصر و الزمان (عج)

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

دلم از ازل با گرمی نگاهت ؛ آشنا شده بود

ندیده ؛ با رنگ زلال کلامت آشنا شده بود

دانی رمز شیدائی این دل چیست ؟ آری !

دلم از روز ازل تا به ابد ؛ با دلت آشنا شده بود

 

الهی ! نقش زیبا و آرام بخش محبت را تنها بخاطر تو بر صفحه دلم حک کردم و آموختم که باید عشق بورزم ؛ فقط برای تو و بخاطر تو !! بی هیچ چشمداشت و بیدریغ و بی اندازه !

 

با همین محبت آموختم که همه زندگی باید برای خدا و فی الله و الی الله باشد ؛ شادیها و حتی « غم » هم باید برای جلب رضای خدا و در خدا فنا شدن باشد !!

 

هر چند این حکایت ریشه در ازل دارد ! اما چه سریع گذشت .... به سرعت برق و باد ؛ اینقدر سریع که ... البته  شاید حکمتش این بود که تحمل آسانتر شود و بهتر و بیشتر بدانم که خدا را شکر ؛ زمان به همراهی خدای مهربانم سریعتر میگذرد . اما ... به جان گل سرخ ؛ این صبوری خیلی سخت است و هر لحظه اش برایم حکم یک قرن که نه ؛ بلکه یک هزاره را دارد !!

نوشته زیر را جائی دیدم ؛ خیلی جالب بود و برای همین هم آنرا درج کردم تا هم خود به خود آیم و هم ....

چه قانون عجیبی ... چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی كه ستاره یگانه ی زندگیمان را با بدرقه امید ؛ راهی آسمان پر ستاره كنیم و خود در لحظات تلخ سکوت ؛ با چشمهایی خیس از اشک و غرور ؛ جمع ستاره ها را به نظاره بنشینیم و خموش و بی صدا به شادی ستاره های زندگی دل خوش كنیم و با خود بگوئیم :  تو بمان و غم دوری ... تو بمان و هجران و یك عمر صبوری و ....

!!!!!!!!!!!!!!!! 

دلم گرفته از این روزها ، دلم تنگ است
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است


چگونه سر کند اینجا عمق حس وجودش را
دلی که با تپش عشق او هماهنگ است

؟؟؟؟؟

 

التماس دعا

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |

 

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی  

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج))