تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور






تلنگر !!!! 

 

بنام حی سبحان

 

با تقدیم بهترین سلامها و عرض ادب و احترام خدمت همه همراهان دیرینه

 

پیرو درج نوشته زیبا و چند جمله ناب از یکی از بهترین خوبانی که خداوند متعال ؛ توفیق دوستی و همراهی و مصاحبت با ایشان را به حکمت خفیه خود برایم مقدر نمود ، یکی دیگر از دوستان بزرگوار نیز لطف فرموده و در ادامه مطلب پست " ارتباط با خدا "

نوشته زیبا و قابل تامل زیر را ارسال نمودند که ضمن عرض تشکر فراوان ازین بزرگوار ؛ این دلنوشته را نیز همچون سایر مطالب غرق معنا که هرازگاهی از برخی محبین آل الله ( علیهم السلام ) دریافت مینمایم ،  را بدین جهت درج می کنم تا سایر دوستان همراهم نیز بتوانند از این « تلنگر ها » که برای راهیابی به سعادت ابدی است ؛ بهره مند گردیده و امید است همگی بتوانیم قدمی هر چند کوتاه ، راه به سوی مبدأ و مقصد آفرینش و غایت خلقت برداریم .

 

****************************

 

اللهم نور قلوبنا بنورک و اجعلنا مع اهل بیت نبیک محمد و آله الطیبن الطاهرین

بسم الله الرحمن الرحیم

 واقعیت این است که هم خودتان و هم دوست محترمتان حق مطلب را ادا نموده اید . پیرو آن سخنان ؛ چند جمله ای در باب مطلب زیبایتان بگویم . علی ایحال آنچه به ذهن کوچک حقیر می آید این است که : خداوند همه مخلوقات خویش را دوست دارد و این ما هستیم که گاهی اورا فراموش میکنیم و این فراموشی و غفلت از خویشتن است که موجب سقوط ما به ورطه دام دشمن قسم خورده مان یعنی شیطان رجیم میشود .

آدم اگر غافل شود دغدغه و نگرانی هم ندارد . کسی که نمی داند سرمایه اش گوهر است ؛ مسلما آنرا به " ثمن بخس " خواهد فروخت ... بی خبر ؛ از خطر محتوم نمیترسد و این نترسیدن حسن نیست ؛ چرا که وقتی میفهمد که دیگر دیر شده است !! ینجاست که میفهمیم غفلت همان کمینگاه ابلیس لعین است ... اما خدای سبحان بنا به لطفی که به بندگان خویش دارد در مسیر ما گهگاهی برای انذار و هدایت قبل از دیر شدن ؛ وسیله بیداری مان و برگشت به راه رستگاری را قرار داده که اگر مهر بر دلمان نخورده باشد به خود می آییم و به را اصلی بر میگردیم . ای بسا انسانهای آلوده و عاصی که با یک جمله و یا اشاره به خود آمده اند و عاقبت به خیر شده اند امثال حربن یزید ریاحی و ...

اما مسیر تکامل به راحتی تغافل نیست ، چرا که هر چیزی برای بهتر شدن بایستی زحمت را بر خود هموار نماید . سنگ تا در کوره قرار نگیرد و با آتش گداخته همنشین نشود و بر سرش پتک نزنند هرگز ارتقا نمی بابد و کیمیا نمی شود ، خورشید نیز اگر نسوزد گرما و نوری از آن به زمین نخواهد رسید تا حیات و زندگی ببخشد و ....

انسان هم از این اصل و قاعده مستثنی نیست ، برای فاصله گرفتن از خصلت ها و رفتار های حیوانی که در نهادش قرار داده شده ( یتمتعون و یأکلون کما تاکل الانعام ) سوره مبارکه محمد (12) و نیل به مقام خلیفة الهی ، راهی جز پالایش و رهایی از آلودگی ها ندارد . بایستی زجر بکشد و در دریای متلاطم زندگی مقاوم و صبور باشد وتسلیم سختی ها نشود تا با لطف الهی به ساحل نجات برسد ... مبارزه آدمی با نفس که مانند امواج سهمگین بر پیکرش وارد میشود ، او را صیقل میدهد تا رفته رفته بتواند از ملک هم بالاتر رود .

 

**************************

 

با تشکر از این بزرگوار و نوشته  تاثیرگذار ایشان

ان شاءالله بتوانیم با تلنگرهای بیدار کننده الهی ، از ورطه سقوط نجات پیدا کرده و به وادی معرفت الهی رهنمون گردیم .

 

الهی آمین .... یا رب العالمین

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |

امن یجیب یک دل خسته 

 

 

بنام او که جانم در دست اوست و به یاد آفرینشگر طراوت بی مثال عشق

 

باز هم در آستانه ورود به آدینه ای دیگر ؛ انگار مامور شدم بنویسم !! فرصتی دست داد تا باز هم بتوانم بنگارم بخشی از حرفهائی که در نهانخانه دلم جاریست !!

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

برای او که دل ستاند و ....

اي رود جاري در قلبم ، اي بركه محبت ، اي پناهگاه خستگي هايم ، اي سايبان حسرت هاي دلم

و اي گرما بخش جسم و روحم !

مي دانم كه شاید امروز ، دلت از من گرفته است . مي دانم كه مي خواهي براي هميشه .....

خوب میدانی دیر زمانی است که خاطراتم را با خود مرور مي كنم .

 نمي دانم چه بگويم ؟؟ كاش ندانسته ، سوار بر قايق محبت ، اينگونه به جلو نمي راندم ، و كاش هرگز روزي نمی رسید كه خزان هجران را حس کنم .

آه ، اين روزها چه سخت می گذرد ... من چقدر از خود فاصله گرفته ام .... چقدر ثانیه ها شتابانند !!

با اینکه از ناتوانیم هم خبر داری ؛ اما ، مهربانم ! دل ناشکیبم باز هم هواي تو را كرده  است !!

آري ، امروز ديگر نمي توانم آرام بگيرم ... چرا كه تو ، راهي سبز را نشانم داده بودي و و با غم

« عشق » آشنا کردی !! و اکنون چقدر نیازمند حضورت هستم !!! چقدر .....

پس اي مهربان ! مرا در امواج خروشان درياي زندگي ، رها مکن .

مرا به خاطر همه نا مهرباني هايم ببخش ، و قلبم را ، هرگز از قلب پاك و دريائيت ، جدا مكن . هرگز ...

با تو بودن ؛ مرا غرق در اقیانوس بیکرانی نمود که اکنون از نوشیدن جرعه ای و حتی قطره ای از آن هم سیراب می گردم .

 

میخواهم این دلگویه ها ؛ حرف دل من و تو باشد برای مولای منتظر !! برای آقای سبزپوش آئینه دار آدینه های سبز انتظار !!

 

 

امان از روزهايي که هر یک از چله هاي دعاي عهد تمام می شود و چشم ها هنوز بر انتهای جاده انتظار خیره و خشک مي شود و تو نمي آيي ...


امان از دلي که واژه صبر هم در اندوه نيامدنت برايش بي صبري ميکند !
همان دل که هر صبح جمعه پر از تمناي عطر ريحانه ؛ سيني اسپند به یک دست و گلابدان اشک به دست دیگر ؛ راهي کوچه مي شود و  ندبه کنان پای بر زمين ميکوبد .


دستم به دامنت خدايا !!!! اين مسافر ما دير کرده ...
او را برسان !

 

أمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السّوُء

 

نرگس چشمانم بي قرار نگاه توست . بيا تا با آمدنت ؛ آسمان ابري چشم هايم خورشيدي شود .  

و بارش بي قرار آن به رنگين کمان  اميد نشيند . اي يوسف دل هاي ما ، فرش مخملین دلهایمان را قرنهاست بر سر راهت گسترانیده ایم . بیا مولا جان .. بیا ... تو را به همه گلهای نرگس عالم قسم بیا

چشمانم نذر یک نگاه مهربانانه تو و قلب صدپاره ام فدای قدوم متبرکت ای آرامش دل پر از التهابم

بيا تا با بوي پيراهنت چشم هاي يعقوبگون ما را شفا بخشد .... بیا .... بیا

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

التماس دعای مخصوص

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |