تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور






آینه دل 

 

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

مولای مهربانم ! چندی است کلامی برای گفتن و حرفی برای نوشتن ندارم .

 

از همراهان گرامی هم که تاخیر در بروز کردن وبلاگ و یا سرزدن به کلبه های منورشان ، را به بزرگواری بر این حقیر می بخشند و به دیده اغماض می نگرند ، کمال تشکر را دارم .

 

در آستانه ورود به یک آدینه انتظار دیگر ، دلگویه هایم را با چشمانی تر به رشته نگارش در می آورم .

 

چه زلال گفتی : چشمها را باید شست ! به شیوه قطرات زمزم باران شستم ؛ ولی ...

 چه آرام گفتی : جور دیگر باید دید ! به حرمت عشق ازلی و ابدی دیدم ؛ ولی ...

چه ساده گفتی : زیر باران باید رفت و خیس شد ! رفتم ولی ...

....

چه کنم که دانسته هایم کم رنگند ! تنها رنگ عمیق ندانسته ها را می بینم ...

 بر هر چه می نگرم تو جاری هستی !!! تو ... تو ... تو ای جاری تر از باران !

هر چه واژه که « هست » و « بودن » را هجا می کند ، از تو لبریز است ...

 با هر نگاهت و با هر کلامت ، دلم می رمید ...

آسمان ، دهنده است و بخشنده !! و هرگز از ما نمی گیرد آنچه عطا میکند ؛ که او همواره باران مهر و رحمت نازل میکند !! این آسمان آینه بازتاب است ... بنگرید و بدانید که دل نیز آینه ای دارد چون صورت ...

صدای بال ملائک در پرنیان صبح ، در میان گلبرگهای سپید بیداری جاریست ... آنجاست که خورشید را به عرش دلم راه میدهند ؛ و تنفس مرغان تسبح گوی را به شماره می اندازند ... سبحان الله !!!

 تشنه ام ... در عطشی بی پایان !! شبنم معرفت بر شاخسار بندگیست و مستوری بر تارک تاک پیچان عشق ! شهد شیرین اما گداخته تسلیم در کندوی زلالیت و خلوص ، پنهان است و تو جاری در من ... معبود بی همتایم !!  چنانم کن که می خواهی یا حضرت عشق !!! 

 .... الهی رضاً به رضائک ....

 

التماس دعا

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |

 

 

 

اسعد الله ایامکم

 

فرا رسیدن عید الاعیاد ؛ عید سعید مبعث ؛ سالروز بعثت پیامبر نیکیها و مهربانیها ، رحمة للعالمین ، حضرت محمد بن عبد الله (ص) بر تمامی رهپویان مکتب منور نبوی ، علی الخصوص همراهان دیرینه ، تبریک و تهنیت باد .

 

 

التماس دعـــــــــای مخصوص

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی

یا علی ؛ حیدر مدد 

 

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

سلامی از جنس انتظار به همه همراهان دیرینه

 

ابتدا اعیاد متبرک ؛ ماه رجب المرجب ؛ و پیشاپیش سالروز میلاد مولی الموحدین ، امام العارفین

حضرت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع)

را به محضر مولای مهربانم (عج) و کلیه دوستان بزرگوار تبریک و تهنیت عرض مینمایم .

 

مدّتی است که بهانه ای ندارم برای ماندن و آمدن و نوشتن

اما نمیدانم انگار همانگونه که دست خودم نبود آمدنم ! دست خودم هم نیست رفتنم !

و چه سخت است ماندن بی او !! چه سخت است ... چه سخت ... چه سخت

ممنون از همه بزرگوارانی که به طرق مختلف جویای احوال این حقیر بودند و مصرانه خواهان ادامه مطالب و به روز شدن وبلاگ بودند . از همگی واقعا سپاسگزارم .

باور کنید اگر به من بود و دست خودم بود که هرگز برنمی گشتم ! هرگز ! هرگز ...

اما یک شب آدینه دیگر نیز اجازه ورود به من دادند و آمدنم هم تنها

 فقط به خاطر اوست .... تا زمانی که نسیم نفس در رگ حیاتم جاریست !!

 دوست دارم که به پابوسي باران بروم ، آسمان گفته است که :

 

پا روي پرم نگـــذاريد ... اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد ... اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد

  چشمي بارانی تر از آينه گرفتارم کرد ... بس کنيد ، اين همه دل ، دور و برم نگذاريد !!!

آخرين حرف من نیز اين است !

کاش میتوانستم سوار بر گونه های خیس باران تا ابدیت سفر کنم .... کاش ... کاش ... کاش

 

هميشه نمي توان زائر بهار بود . هميشه نمي توان در صبحگاه شکوفه ، در موازات آفتاب آواز خواند .

هميشه نمي توان بوي کلمات دوردست را شنيد .

 

من از پاک ترین تکه های هوا

روشنترین قطره های نسیم

و بیرنگ ترین گریه های بی دلیل ؛ میخواهم سخن بگویم .

 

زمزمی زلال بر دریای چشمانم جاری شده است .

دیگر دربند انتخاب واژه ها و زیبائی و دلبری ترکیبها و جمله ها نیستم ؛ شاید چون بهانه ام را بی هیچ دلیل از دست دادم . اما بی انصافی است اگر بگویم هیچ بهانه ای ندارم ! اتفاقا گویا ، بزرگترین بهانه را برای صیقلی شدن آینه زنگار زده وجودم یافتم ؛ اما چقدر دیر !! فقط کاش بتوانم تا قیام قیامت ؛ این تنها بهانه زیبا را حفظش کنم .... کاش .... کاش

فقط دست بر شانه های صبر میگذارم و به مدد الهی امید دارم تا توان تحمل به من عطا نماید !!

اکنون در پس آنهمه تیرگی ؛ بدنبال واژه های روشنم ! کلماتی که از خنکای شبنم ، بهره ای برده باشند .

 

 

یادش بخیر ! روزهائی که می نوشتم . باز هم فقط و فقط برای او ... اما

این روزها بیشتر سکوت میکنم تا دل لب به سخن گشاید !  گوئی گوشهای سکوت من باز شده اند به شنیدن حرفهای بیصدای خدای مهربانم !

میدانی ! حس غریبی است ..... غریب غریب !

احساسهای خیس من سرشارم می کند ازین کلام که :

 

تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس !

خودِ راه بگویدت که چون باید رفت !

 

فقط !!!

كاش مي شد دفتر تقدير

حرفي از يك روز باراني نداشت

...

 

تا گاهی دیگر و انعکاس دلنوشته ای دیگر از جنس دلتنگی و دل شکستگی

همچون همیشه التماس دعای مخصوص

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی |