نورٌ علی نور
|
|
طرح ختم قرآن کریم
با دستانی تهی از بضاعت بندگی ، با زمزم ناب اشک ، مس وجود را شستشو می دهیم و آنگاه بر سر سجاده " نیاز " سر بر آستان " بی نیاز " فرود می آوریم و قنوت دلهایمان را به زمزمه " الهی العفو " مزین مینمائیم و چه زیباست این لحظات معاشقه و راز و نیاز با یگانه هستی بخش بی همتا ... تو بندگی آموز که آن شاهد یکتا ***** داند روش بنده نوازی و خدائی پیشاپیش به استقبال ماه ضیافت الهی ، ماه آمرزش گناهان ، ماه خودسازی و تزکیه ، ماه نور و رحمت می رویم و از همه دوستان همراه و بازدید کننده های بزرگوار دعوت مینمائیم جهت سلامتی وجود مقدس مولانا صاحب العصر و الزمان ، اباصالح المهدی ( عج ) و تعجیل در ظهور پربرکت ایشان ، در طرح ختم قرآن که به همت گروه خانواده شبکه اول سیما و برنامه "" آفتاب شرقی "" راه اندازی گردیده است شرکت فرمائید و با ثبت نام در این طرح با شکوه ، با نیات خیر خود ، در ثواب این امر معنوی سهیم و از خیر دنیا و آخرت بهره مند گردید ... انشاءالله بسم الله ... جهت ثبت نام در این امر معنوی ، بر روی لینک زیر کلیک نمائید .
در آستانه ورود به این ماه سراسر نور و برکت ، این بنده حقیر سرتا پا گناه آستان الهی ، از تمامی همراهان و دوستان گرامی مخصوصا التماس دعای خیر دارد ... یا علی نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |
تبریک
این لحظات که داره سپری میشه لحظات دلگیر غروب یه روز جمعه است و میخواستم بازم از غربت این لحظات سرد بنویسم ولی ... ولی این غروب آدینه به طلوع سپید خورشید زیبای روز مبارک " نیمه شعبان " پیوند می خوره ... امشب * ماه * به حرمت طلوع جمال دلربای مهدی فاطمه ، از شرم سر به زیر انداخته ... امشب ملائک ، هفت آسمان را آذین بسته اند ... امشب انتظار یه رنگ دیگه داره ... امشب همه چی یه عطر و رنگ خاصی داره ...امشب ... اصلا امشب همه ما در عین اینکه میزبان قدوم متبرک گل نرگسیم ، اما به واقع میهمان حضور گل نرگس هستیم ...عجب لحظاتیه ... آخه اینجا """"" مهدیه """"" دل شکسته و منتظر منه ... ناخود آگاه به یاد ازدحام سه شنبه شبای جاده جمکران افتادم ... به یاد لحظاتی که انگار ... انگار شمیم معطر یگانه گل نرگس مشامم رو نوازش میداد ... یادش بخیر ... سال قبل امشب تو حرم با صفای آقا علی ابن موسی الرضا و زمزمه دعای کمیل و... وای چه حال و هوائی بود ... دوستانی که رفیق طریق این آشیانه دلنوشته های من هستند میدونند که هیچوقت از الفاظ و واژه های ساختگی و مصنوعی تو این مکانی که نذر وجود مقدس آقا و مولای مهربونم کردم استفاده نمیکنم ، اینجا همیشه زبانم بسته میشه و دلم لب به سخن باز میکنه ... آخه صحبت با آقامون صافی و بی رنگی رو میطلبه ... و اگه هم احساس کنم دیگه اجازه اطاله کلام ندارم ُ بسنده میکنم به یه سلام به ساحت مقدس آقا و ... اما امشب میخوام با همین حرفای دلم که با زلال اشک مصفا کردم و با رنگ سپید بی رنگی و با یه دنیا عشق فریاد بزنم و به آقای مهربونم بگم : آقا جون !!! ... آقا جون !!! اگه یه لحظه با من بشینی چی میشه *** جان زهراء چیزی از تو کم نمیشه ... نمیشه .... نمیشه ...
امشب به سرم زد که ز دلدار بگویم گر یار پسندد ز رخ یار بگویم زان چهره زیبا که سحر جلوه گر آمد هر بار زبان بستم و این بار بگویم تا مصر وجود آمده از وادی کنعان با اهل دل از یوسف بازار بگویم دل همچو زلیخا شده از ماه جمالش سرمست ز هنگامه دیدار بگویم ... اما بازم ... آخه من روسیاه کجا و وصف آن جمال دلربا کجا ؟ تنها از اعماق وجود فریاد بر می آوریم ::: اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج میلاد موفور السرور قطب عالم امکان ، مولا صاحب العصر و الزمان ( عج )، بر تمامی شیعیان ، مبارک و فرخنده باد . در این لحظات نورانی و در این ایام متبرک شدیداْ التماس دعا یا علی ...
نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی |
حکایت آدینه ...
بیا که باز مرا بیقرار خواهی کرد ... بگو برای دل بیقرار من چکار خواهی کرد آقا جون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در آستانه ورود به آدینه ای دیگر ، از همه دوستان التماس دعای مخصوص دارم .
نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: واگویه های دل ( درد دل با مولا (عج)) |
|
|