تبليغاتX
أللّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن ، صَنَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه، فِی هَذِِهِ السَّاعة وَ فِی کُلِّ سّاعَة ... وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً ... حَتَّی تُسکِنَهُ أرضًکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهاَ طَویلاً ... بِرَحمَتِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمین .... التماس دعای مخصوص JavaScript Codes نورٌ علی نور






ایها الرجبیون !!!!!!!!! 

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان


يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش
عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه عطا میکند بسيار در برابر (طاعت ) اندك .

اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى
مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد . از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد  و
وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 
 يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ .

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

آدینه ای دیگر اما معطر و ناب تر و گوئی خاصه تر !!

این آدینه و جمعه های مکرر سه ماه متبرک ( رجب المرجب و شعبان المعظم و رمضان المبارک ) مزین شده با مروارید استجابت دعای فرج ؛ بخدا همه از سویدای وجود ، فریاد بزنیم و طلب استغاثه کنیم ، مبادا غافل باشیم و این فرصت از ما گرفته شدود و حسرت درک ظهور و حکومت مولایمان (روحی فداه) به دلمان ......

 

ایها الرجبیون !! ماه متبرک رجب المرجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد .

رجب ماه خداست . ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و ....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند .

 

 

 

ماه رجب المرجب ، نویدی است برای تولـد دوباره عاشقان

ماه رجـب فصلی جديد در كتاب زندگي انسان مي گشايد كه از شمیم معطر بوستان طاعت و از عطر دل انگيز نيايش سرشار است . پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب ، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي ، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود : ماه رجب ، ماه استغفار براي امت من است .

در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است .

 

در ماه رجب فرشته اي هرشب تا صبح اينگونه ندا مي دهد :

خوشا به حال رجبيّون ، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند ،

خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند .

 

پوينده طريق بندگی واقعی و سالك راه ملكوت و سیر الی الله و رهسپار وادی نورانی معرفت و منتظر باران رحمت و بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات که از جام محبت و دلدادگی و شیدائی ، جرعه هايی جانبخش و روح افزا نوشيده و طالب قرب بیشتر و كرامت و تعالی و فضيلت می باشد ؛ به هنگام حلول ایام مخصوصه ضیافت همچون رجب ، شعبان و رمضان ؛ چونان تشنگانی عطشان و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود می باشند تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون ، خود را برای ميهمانی خاصه الهی و درك ليله القدر ماه زمضان المبارك مهيا كند .

آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند ، چه خوب قدر شناسانی هستند در این وادی و با این روزی بی حساب  ....

بر كسی كه طالب پالایش درون است ؛ لازم است كه برای دستيابی به خرسندی خداوند و جلب رضایت الهی ؛ تمامی توش و توان خود را به كار گيرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر لغزشی ، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد ؛ كه اگر بنده ای به اندك عملی به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت می كند ، زيرا پاداشی كه پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی و خودخواهی و عجب و ...  در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است . .

 

****************************

 

ماه رجب هفتمین ماه از ماههای قمری ، ماهی بسیار شریف و از ماههای حرام است .

 رجب نام نهری است در بهشت که از عسل شیرین‌تر و از شیر سفیدتر است و هر کس در این ماه روزه دارد ، از آن نهر آب می نوشد . به ماه رجب « رحب الأصب » یعنی ماه ریزش رحمت خداوند بر مردم نیز می‌گویند
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
 فرمودند :« ماه رجب برای امت من « ماه استغفار » است .

ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است . کسی که یک روز از ماه رجب را روزه گیرد ، مستوجب خشنودی خداوند گردد ، غضب الهی از او دور می‌گردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته می‌شود .

 

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامیده اند .

در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند و درهای رحمت الهی مفتوح و باران رحمانیت او ریزان است . براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است :

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود . چون شب جمعه شد ، ما بين نماز مغرب و عشاء ، دوازده ركعت نماز

اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و کیفیت آن بدینگونه است که در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد ، سه مرتبه سوره قدر و دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود و چون از دوازده ركعت فارغ گردید ، هفتاد بار ذكر " اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله " گفته شود . پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح " گفته شود .

پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر

" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم "

گفته شود . در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود . ان شاء الله با حصول شرایط ، به استجابت مي رسد .

 

پيامبر اكرم (صلوات الله عليه) در فضيلت اين نماز مي فرمايد : كسي كه اين نماز را بخواند ، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد . پس او به آن فرد مي گويد : اي حبيب من ، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي . ميّت مي پرسد تو كيستي ؟ به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي بهتر از بوي تو نبوئيده ام . آن زيباروي پاسخ مي دهد : من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي . امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود ، من سايه بر سر تو خواهم افكند .

منابع :

هدایه الانام الی وقایع الایام ، محدث قمی ، ص97

 مفاتیح الجنان ، ص 240

 

بر سر سجاده ای پر از یاس ؛ با دریای احساس ؛ یک سجده شکر از جنس الماس ...

التماس دعا

 

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: |

خبری در راه است ! 

 

بسم رب المهدی

 

 

 السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

 

 

 

ما غرقه آبیم و چنین تشنه عجیب است

در خانه خویشیم و غریبیم ، غریب است

در عین وصالیـم و گرفتـار فراقـیـم

ما ، دور ز یاریم ، ولی یار قریب است

 

*******************************

 

اين سخن با كه توان گفت كه دوست

در كنار من و من مهجورم !

 

آرى گمشده انسان همه جا و هميشه و در هر زمان با اوست ؛ ولى حجاب ها ، رخصت رؤيت را نمى دهد ، گرفتارى انسان در چنگال طبيعت ، مانع ورود او در كوى حقيقت است .

تو كز سراى طبيعت نمى روى بيرون

كجا به كوى حقيقت ، گذر توانى كرد ؟!

آرى اى عزيز ! گمشده تو نزد توست ، بكوش حجاب ها را كنار بزن تا جمال دل آراي یار را ببينى و روح و جانت از او سيراب شود ، آرامش و سكينه واقعى را با تمام وجودت احساس كنى و جنود آسمان و زمين را در اختيار خود ببينى !

گمشده واقعى تو همان وجودى است كه تمام عالم هستى پرتوى از وجود اوست :

 

« هُوَ الَّذى اَنْزَلَ السَّكينَةَ فى قُلُوبِ الْمُؤمِنينَ لِيَزْدادُوا ايمانَاً مَعَ ايمانِهِمْ وَ لِلّهِ جُنُودُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ كانَ اللّهُ عَليماً حَكيماً »

 

و نهایت اینکه : یک قدم روی نفس ؛ قدم بعد در کنار یار دلنواز

 

 

*****************************

 

یک شب آتش در نیستانی فتاد  *** سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد


شعله تا مشغول کار خویش شد *** هر نی ای شمع مزار خویش شد


نی به آتش گفت کاین آشوب چیست *** مَر تو را زین سوختن مطلوب چیست

 

؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

 

گفت آتش بی سبب نفروختم *** دعوی بی معنیت را سوختم

 

زان که می گفتی نی ام با صد نمود *** همچنان در بند خود بودی که بود

 

مرد را دردی اگر باشد خوش است *** درد بی دردی علاجش آتش است

 

 

پس  ابیات زیر رو بارها با خودم زمزمه کردم تا منم سکینه و آرامش رو با همه وجود احساس کنم :

 

هان مشو نومید چون واقف نِه ای از سرِّّ غیب

باشد اندر پرده ، بازی های پنهان غم مــخـــور

حـال مـا در فـرقت جـانـان و ابـرام رقـــیــــب

جمله می دانــد خدای حال گردان غم مخــور

 

 

الهی به ما بیاموز که بیاموزیم آموختن آمیختن با حلقه های محبت تو را

 

یا صاحب الزمان یا مهدی مددنا

 

 

هر غروب دلگیر آدینه ای که قفس تنگ دلهامون هوای باز شدن داشت و پرنده دلهای شکسته مون هوای پریدن ! میشه فریاد زد یا ابا صالح و نغمه رهائی سر داد .

چه زیباست اون لحظه که از اعماق وجود ، فریاد بزنی :

 

 یا ابا صالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــح

 

برای منم دعا کنید ای رهگذران کوچه تنهائی دل !

 

البته هر وقت دعا میکنیم ؛ برای دل آقامون (ارواحنا فداه) دعا کنیم که گشایش امر خودمون هم در فرج و ظهور ایشونه .... یادمون باشه

 

مولای من ! دستان سپید التماسم را تا بلندای آسمان اجابت بالا برده و به ضریح دل پاک شما مولای آئینه دار آدینه های سبز انتظار ، دخیل می بندم تا شاید این دستان تهی نیز مشمول عنایت گردیده و با هدیه مرواریدهای سبز استجابت برگردند .

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |

محبت واقعی !! 

 

بسم رب المهدی المنتظر

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

 

ای پادشه خوبان ! داد از غم تنهایی !

دل بی‏تو به جان آمد ؛ وقت است که باز آیی


مشتاقی و مهجوری، دور از تو چنانم کرد

کز دست بخواهد شد پایان شکیبایی

 



دین محوری در پرتو تولی و ولایت اهلبیت علیهم السلام

 

ایام ؛ ایام جانسوز فاطمیه است و دلهایمان سیاهپوش و عزادار شهادت بانوی عالمین ؛ حضرت فاطمة الزهرا (علیها السلام) است .

ضمن عرض تسلیت و تعزیت این ایام غمبار به محضر مولای مهربانم ؛ حضرت صاحب العصر و الزمان ، اباصالح المهدی (روحی له الفداء) و نیز عرض تسلیت به همه همراهان گرامی

و بدلیل اینکه محوریت اهلبیت ، حول وجود مطهر طاهره مطهره ، حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها) می باشد ؛ موضوعی که مناسب دیدم را با ذکر یک حکایت از بحارالانوار علامه مجلسی ( رحمة الله علیه) خدمت همراهان عزیز عرضه میدارم .

در زمان امامت حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) عده ای از شیعیان از راهی بسیار دور برای دیدار و زیارت ایشان به مرو آمده بودند و پس از رسیدن به منزل و محل اقامت امام (علیه السلام) دق الباب کردند و خادم حضرت در را گشودند ؛ آن جماعت عرض کردند : ما عده ای از شیعیان مولی الموحدین امیر المومنین جد امام علی ابن موسی الرضا (علیهما السلام) هستیم که از راهی بسیار دور برای دیدار ایشان آمده ایم !

خادم ؛ پیام را به امام (علیه السلام) ابلاغ فرمودند و امام در پاسخ فرمودند که فعلا کار دارم و ملاقات امکان ندارد ! خادم پیام امام را به مسافرین رساندند و فرمودند که آقا مشغول هستند و فعلا امکان به حضور پذیرفتن شما وجود ندارد .

جماعت برگشتند و روز بعد هم مجددا به منزل حضرت رفتند و باز هم با همان پاسخ روز قبل روبرو شدند !!

باز هم روز بعد و روزهای بعد تا 60 رو ( دو ماه ! ) و هربار هم با ادب خاصی می آمدند و تقاضای زیارت امام را عرضه میداشتند و هر بار با همان پاسخ خادم امام (علیه السلام) روبرو می گردیدند .

شصتمین روز و بعد از شنیدن همان پاسخ خادم ، مودبانه عرضه داشتند که به آقا بفرمائید مگر ما چه خطائی مرتکب شدیم که آقا علیه السلام اجازه شرفیابی به محضر مبارکشان را به ما نمی دهند ؟!؟!؟

ما از راه بسیار دور آمدیم !!!

خادم ؛ پیام را به حضرت ابلاغ فرمودند و برگشتند و به جمع فرمودند که آقا اجازه فرمودند به محضرشان بیائید !

آن جمع مشتاق که سر از پا نمیشناختند ، وقتی به محضر آقا رسیدند ، با اینکه هنوز اجازه نشستن نداشتند ، پس از عرض سلام ، متواضعانه و محترمانه عرضه داشتند : آقا مگر ما چه کرده بودیم که با اینکه از راهی بسیار دور آمده ایم اما این مدت با اینهمه اصرار ما اجازه نمیفرمودید که به خدمتتان رسیده و از دیدارتان بهره مند گردیم ؟!؟!

حضرت فرمودند که آنچه بر سر انسان می آید ، بازتاب اعمال اوست و به زبان خودمانی یعنی :

آقا (علیه السلام) فرمودند که : لابد خطائی کرده بودید که از دیدار ولی و اولیاء خدا محروم شده بودید !!!

سپس رو به آن جماعت مشتاق فرمودند که شما این مدت که می آمدید فقط میگفتید که : ما « شیعه علی ابن ابیطالب » هستیم ! در حالیکه شیعه واقعی را نشناخته اید و نمیدانید و مقید به رعایت آداب شیعیان واقعی نیستید !! شیعه واقعی حسنین (علیهما السلام ) و سلمان و ابوذر و ... هستند ، شما ادعای شیعه بودن دارید در حالیکه متاسفانه مطالبات الهی را انجام نمیدهید ، حقوق الهی را بجای  نمی آورید و مهمتر اینکه حق الناس را هم کامل رعایت نمیکنید !!!

آن جماعت سر به زیر انداخته و شرمگینانه و با نهایت ادب و در کمال احترام عرضه داشتند که : بله یابن رسول الله ما ادعای زیادی داشتیم ؛ اما اکنون معترفیم که ما فقط از محبین شما هستیم !!!!!

بمحض ادای این جمله ؛ حضرت از جای خود برخاسته و با نهایت احترام به میهمانان خود خوش آمد عرض نموده و به خادم خود نیز فرمودند : این گروه ، چند بار به درب منزل ما آمدند ؟!؟!

 خادم عرضه داشت : 60 مرتبه !

امام علیه السلام فرمودند : از جانب من به هرکدام از میهمانانم 60 بار سلام بده و خوش آمد بگو !!

 

 نکته بسیار ظریف اینکه :

(( میهمانان در محضر حضرت بودند ؛ اما چون خلوص در نیت و گفتار و رفتار و حتی صداقت در ادعایشان  داشتند  ؛ بگونه ای خاصه و سوای از آداب میزبانی و میهمان پذیری ، مورد محبت و ملاطفت حضرت قرار گرفتند !! ))

 

منبع : کتاب " بحار الانوار " علامه مجلسی ( رحمه الله )

 

حکایت و روایت بسیار زیبائی بود و واقعا قابل تامل !!

حال ما نیز ادعای منتظر امام زمان (روحی له الفداء) بودن رو داریم ! آیا فقط ادعا ؟!؟!؟

آیا امیالمون مطابق میل آقاست ؟ رفتارمون موجب جلب رضایت آقاست ؟!؟!؟

آیا از آنچه آقا ( عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسرور میگردند ما نیز خرسند میشویم و از آنچه موجب کراهت آقاست ، ما هم بیزاریم و دوری میکنیم ؟!؟!؟

تا چه حد تدین و توحید ما در پرتو حب اهلبیت و آقا صاحب العصر والزمان علیهم السلام است ؟!؟!؟

مگه نه اینکه محبت معصومین علیهم السلام ، تکمله دین و توحید است .

 

امید است اگر در بیکران اقیانوس محبت معصومین (علیهم السلام) غرقه گشتیم و عاشق شدیم و ادعای عشق داشتیم ، یک عاشق به معنای واقعی باشیم ، چرا که یک عاشق واقعی ، جز معشوق را نمیبیند و جز رضای معشوق را نمیطلبد و جز مطابق میل معشوق و محبوب عمل نمیکند !!!

 

  عاشق را دلی بی غش باید  و سینه ای لبریز از شور آتش ...

 

التماس دعا

 

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: مذهبی - مناسبتی |

دلتنگم !!!!!!!!! 

 

بسم رب المهدی المنتظر

 

از او مدد میگیرم که واسطه شد این نعمت بزرگ با تو بودن برایم رقم بخورد .

و در همین ابتدای سخن ؛ از سویدای وجود ؛ سلامی از جنس نیازبه مولای مهربان آیئنه دار آدینه های سبز انتظار عرضه میداریم .

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

اما این بار این سلامم با دلتنگی عجیبی همراه است .

خود میدانید مولای من ! خوب نیک میدانید که ....

تمام حسم رو درک میکنید و ...

 

يا ابا صالح المهدي مددي

 

دوش مي آمد و رخساره برافروخته بود

 تا كجا باز دل غمزده اي سوخته بود ؟

 رسم عاشق كشي و شيوه شهر اشوبي

 جامه اي بود كه بر قامت او دوخته بود

 

 

تقدیم به معلمی که درسش عشق بود

و تسلیم به پروردگار

 و تقدیم به او که بذر محبت واقعی به خالق را در دلم کاشت و با کلام مقتدرش آبیاری نمود .

نهال نورس را پرورش داد و ریشه اش را در اعماق جان و روحم گستراند .

حکایت دلتنگی نیمه شب

 

نيمه شب است و باز دلم جوری غریب مي‌تپد ...
نيمه شب است و باز انگار پلك‌هاي خسته از چشم انتظاری من ، راهي به خواب ندارد .
اما گویا این چشمه‌هاي دلتنگی‌ست كه مي‌جوشد .

نیمه شب است و دلم غریبانه گرفته است .
باز هم نيمه شب و رازهاي خاموش اين لب‌هاي بسته ...

نیمه شب است و ياد معلم ...
معلمي كه از تمام آموخته‌هاي بزرگ و بي‌پايان كوشيد و می کوشد بیاموزد مرا !!

نسيم نيمه‌شب ! التماست میکنم سلام و سوداي مرا به معلمم برسان ....
به او بگو این منم ...
همان شاگرد گريزپا و نا آموخته‌ات !!

همان که بیصبری اش مایه شرمساری اوست .. همو که هیچ ندارد تا عذرخواه صبر ایوب وار تو باشد .
عذرخواه آمده ام ... دلم براي گام‌هايت که با همه وجود احساس میکردم ؛ تنگ شده است .

برای طنين صدايت و كلام مقتدرت
و در یک کلام دلم براي حضورت تنگ شده ....
حضوري كه سرشار از تداعی اقتدار حی حاضري بود كه يكي بيشتر نيست .
به من بگو خاك كدام ديار را توتياي اين چشمان بي‌خواب كنم ؟!؟!
بگو چه کنم ؟

حالا اين شاگرد مانده در راه ، براي يافتن و ديدن تو و براي ماندن با تو و براي رفتن با تو
براي التماس يك نگاه مهربانانه تو
كه در لحظه‌اي شكارم كرد ... اشک می ریزد .
بگو چه کنم ؟

باز نيمه شب است ...
نيمه‌شبها دل من به اندازه سكوت آسمان مي‌گيرد .
آموختم که نيمه‌شبها ، ترس‌هاي خفته در هياهوي روز بيدار مي‌شود .
نيمه‌شبها انگار نفوذ دلتنگي ، تار و پود وجودم را بيشتر مي‌آلايد ....

اما این نیمه شبها از جنس حس بی مثال دریافت است .

 از همان نوع نیمه شبهای قشنگ انتظار توأم با یقین و انتظاری مزین به ...

گر نعمت وصل تو برازنده من نيست

بگذاركه در سايه ديوار تو باشم

شاید ! شاید تا تو پیدا آمدی ؛ پنهان شدم ... چون در محضر محبوب ؛ پنهان خوشتر است !! 

خداوندا ! باز نيمه شب است و من دلتنگم

دلتنگم

دلتنگم

......................

مددی ... مدی ... مددی ... مددی ... مددی

اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج

از همه همراهان گرامی التماس دعای ویژه

نوشته شده توسط ملتمس دعا | لینک ثابت | موضوع: معنوی - عرفانی |

تقدیم به آقاجون بزرگوار و گرامیم !! 

 

بسم رب العالمین

 

 

به نام خالق عشق و ایثار و محبت .. و معلم ، تندیسی کامل ازین معناست !

خدایا چجوری و از کجا شروع کنم و چی میتونم بگم جائی که زبان و قلم خاموشند و سکوت میکنند تا دل ، لب به سخن گشاید ...

ملتمس دعا جونم اینجا چقدر سخته انتخاب مطلب ولی بعدش چه آسون میشه نگاشتنش ؛ البته وقتی بیابیش و اگر یافتیش !!!

دنبال بهانه ای میگشتم برای تبریک روز معلم و تجلیل از کلیه معلمین و آموزگاران و اساتید ارجمندم در طی دوران تحصیلم ، ولی راستش نمیدونم چجوری میتونم با واژه ها همه احساسم رو بیان کنم ؟!؟!؟

 

راستی !!!!!!!!!!!! همین ابتدا تا یادم نرفته از جانب " ملتمس دعا " هم مامورم که ابلاغ صمیمانه ترین تشکر و تقدیرها رو داشته باشم خدمت کلیه اساتید ارجمند ایشون :

 

««« به پاسداشت زحمات شما اساتید بزرگوارم ؛ که کویر تشنه وجودم را به دریای جوشان علم و حکمت سیراب نمودید ؛ بوسه بر دستان مهربانتان نثار نموده و از صمیم قلب ، روز " معلم " را به محضر شما اساتید بزرگوارم تبریک و تهنیت عرض میکنم . »»»

 

خب این هم از به انجام رساندن ماموریتم از سوی ملتمس دعا !!

 

بنده یعنی " محب " هم ضمن عرض تبریک و تشکر از تمامی آموزگاران و معلمین و دبیران و اساتید گرامیم ، چند کلام زیر را خاصه و مخصوص و کاملا اختصاصی تقدیم میکنم به عزیزترین استادم که بلطف خداوند متعال ؛ همچون نوری هستند فراراه ظلمات این دنیای ظلمانی که هممون بنوعی درگیر ظلمات این دنیای وانفسائیم ؛ همان نوری که حضورشون بعنوان استادم و سعادت و توفیق در محضر ایشون بودن برای من ، نقطه عطف زندگیم بود و است و ان شاءالله خواهد بود ، چرا که همه نفسهائی که میکشم رو مدیون محبت و همراهی این معلم بی همتا هستم ...

امیدوارم بتونم شاکر این نعمت عظیم الهی باشم !!!

البته این استاد بنده ( آقاجون بزرگوارم ) رو دیگه هیچکس و حتی ملتمس دعا هم نمی شناسه ، پس چه بهتر و چه زیبافرصتی که چند جمله از سویدای وجود ، تقدیم نمایم به محضر این استاد بی نظیرم :

 

مهربان استاد گرانقدرم ، هرگز یادم نمی رود همو که حکیم است ، به حکمت بی پایانش ، همان حکمتی که شاید هنوز مُحرِم نگردیده ام تا بتوانم با احرام کامل دل ، این حکمت الهی را حلاجی نمایم ؛ خود آنگونه خواست تا در این ظلمات به اتکاي تو گام بر دارم .

با تو و با باور همراهي تو ، با تو و با مهر بیکرانت و در این موهبت ازلی ، با تو بودن چه باشکوه است و همراهی و حمايتت را حس کردن چه دلپذير است !

 

معلم بی نظیرم ، اي مهرت خانه نشين قاب دلم

در اوج سردر گمي و نا آرامي ؛ مرا از آرامش لبريز کردي .

 

اي لحظه لحظه با من ، براي اين دلگرمي بي نظير ، با اين کلام حقير ، پيش آن بزرگي

بي انتهاي عظيم ؛ سکوت و سکوت و سکوت چه حقير است !!  

چه سکوت ، چه صدا ، چه کلام  و چه نگاه .

حتي عظمت بي انتهاي سکوت شکستني ، با ما بر آن همه مفهوم ناگفتني ، از عظمت پهناور انديشه ات ترک بر ميدارد .

 

مهربانم ! عطر حضورت را از مشام مشتاق جانم ، حتي لحظه اي دريغ مدار که بودنت را هر لحظه ديدن ، سعادتي غير قابل وصف است .

در این مدت به من آموختی که از« بينايى ‏» تا « بينش‏ » فاصله بسيار است ،

 همچنان كه فاصله « چشم‏ » تا « ديد » ؛ زياد است .

آموختی ام که :

« چشم دل ‏» باز كن كه « جان ‏» بينى

آنچه « ناديدنى » است ، آن بينى

با تو یافتم که آنگاه که يوسف روح و جان ، اسير و زندانى « محبت » گشت ؛ بايد به همان مشیت و حکمت مقدر شده ، اين يوسف گرفتار را از چاه نفس بيرون آورد و بگونه ای زیبا « عزيز » ش ساخت !!!

همان محبتی که عمق زلالیش را درک نموده و ...

 

چه زیبا ترنم کلام دلنشینت ؛ گذر شبها و روزهائی را برایم هموار ساخت که لحظه لحظه اش خود را در کنار شما مربی آسمانی ام میبینم ...

 

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم

 

خداوندا ! به شکر این موهبت اميدي که در دلم به وديعه گذاشتي ، مي توانم جسارت ياري خواستن از تو ، در کنار با او بودن را با دیده اشک آلود التماس ؛ تمنا نمایم و این نعمت ارزشمند را پاس بدارم .

 

هرچی سعی کردم نتونستم یعنی اصلا نمیشه هدیه ای در خور و شایسته استاد گرانقدرم مهیا کنم ، جز این قلب مالامال از عشق و محبت را که با گلستانی مملو از همه گلهای معطر عالم ، یکجا تقدیم میکنم به بهترین همراه بهمراه این چند سطر برآمده از اعماق وجود که همه اش هم بازتاب و انعکاس کلام حکیمانه خودشان بود که امیدوارم قصورات این شاگرد کمترینشون رو به بزرگواریشون ببخشند .

 

 

 ****************

 

 این چند بیت هم به نیت همه مخاطبینی که توفیق بهره مندی از محضر اساتیدی بی همتا را یافته اند :

 

مقام امن و مى بى غش و رفيق شفيق

گرت مدام ميسر شود زهى توفيق

 

بيا ساقى آن جام چون سلسبيل